مجله اینترنتی تحلیلک

چهارشنبه/ 29 فروردین / 1403
Search
Close this search box.
شرح غزل 384 حافظ / می‌ سوزم از فراقت روی از جفا بگردان

شرح غزل ۳۸۴ حافظ / می‌ سوزم از فراقت روی از جفا بگردان

در این مطلب به غزل 384 حافظ با مطلع می‌ سوزم از فراقت روی از جفا بگردان پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.

غزل ۳۸۴ حافظ (می‌ سوزم از فراقت روی از جفا بگردان) به همراه شرح

شرح غزل ۳۸۴ حافظ / می‌ سوزم از فراقت روی از جفا بگردان

می‌ سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان

مه جلوه می‌ نماید بر سبز خنگ گردون
تا او به سر درآید بر رخش پا بگردان

مر غول را برافشان یعنی به رغم سنبل
گرد چمن بخوری همچون صبا بگردان

یغمای عقل و دین را بیرون خرام سرمست
در سر کلاه بشکن در بر قبا بگردان

ای نور چشم مستان در عین انتظارم
چنگ حزین و جامی بنواز یا بگردان

دوران همی‌ نویسد بر عارضش خطی خوش
یا رب نوشته بد از یار ما بگردان

حافظ ز خوبرویان بختت جز این قدر نیست
گر نیستت رضایی حکم قضا بگردان

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 384 حافظ / می‌ سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
شرح غزل ۳۸۴ حافظ / می‌ سوزم از فراقت روی از جفا بگردان

شرح غزل ۳۸۴ حافظ (شرح غزل می‌ سوزم از فراقت روی از جفا بگردان)

می‌ سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان

از دوری تو در سوز و گداز و رنجم، از ستم دست بردار. هجرانت بلای جان ما شد. خدایا این بلا را از ما دور ساز.

مه جلوه می‌ نماید بر سبز خنگ گردون
تا او به سر درآید بر رخش پا بگردان

ماه سوار بر اسب سبز رنگ آسمان جلوه گری و خودنمایی می کند، سوار بر رخش زیبایت شو و جلوه گری کن تا او از خجالت سرنگون گردد و بر زمین بیفتد.

خنگ: اسب

رخش: مجازا اسب

پا گرداندن: سوار شدن

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

مر غول را برافشان یعنی به رغم سنبل
گرد چمن بخوری همچون صبا بگردان

گیسوی تابدار خوشبویت را افشان کن و با گشودن آن برخلاف میل سنبل بوی معطری در اطراف چمن چون صبا پراکنده ساز.

مرغول: زلف تابدار

یغمای عقل و دین را بیرون خرام سرمست
در سر کلاه بشکن در بر قبا بگردان

برای غارت عقل و دین سرمست و با ناز از خانه بیرون بیا، کلاهت را کج بگذار و تفاخر کن و قبا را به حرکت دربیاور و به تظاهر و خودنمایی بپرداز.

یغما: غارت و تاراج

کلاه شکستن: کنایه از فخر و مباهات کردن

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

ای نور چشم مستان در عین انتظارم
چنگ حزین و جامی بنواز یا بگردان

ای نور چشم عاشقان سرمست، بی صبرانه منتظرم؛ چنگ حزین بنواز یا ساغر شراب را به گردش دربیاور تا بنوشم و مست شوم.

نور چشم: کنایه از عزیز و گرامی

دوران همی‌ نویسد بر عارضش خطی خوش
یا رب نوشته بد از یار ما بگردان

روزگار بر چهره یار ما خطی زیبا و دلپسند می نویسد. خدایا سرنوشت بد و ناگوار را از او بگردان و دور ساز.

دوران: روزگار

عارض: چهره

نوشته بد: سرنوشت بد

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

حافظ ز خوبرویان بختت جز این قدر نیست
گر نیستت رضایی حکم قضا بگردان

ای حافظ بیش از این از زیبارویان بهره و نصیب نخواهی برد، اگر به این اندازه و مقدار راضی نیستی، برو حکم سرنوشت را تغییر بده.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

تعبیر فال شرح غزل ۳۸۴ حافظ / می‌ سوزم از فراقت روی از جفا بگردان

مدتی است که از اوضاع زندگی خودت رضایت نداری، از خداوند بخواه تا کمکت کند و بلایا و آفات را از وجود تو دور سازد. غرور و تکبر تو را از مسیر پیشرفت دور می‌کند. با دوستان خود با صداقت رفتار کن تا در مواقع ضروری به کمک تو بشتابند. فراق و دوری به دوستی و وصال منجر می‌شود. به آنچه داری قناعت کن و زیاده‌طلبی منما.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

شعر اتفاقی شما

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x