دوشنبه/ 10 مهر / 1402
شرح غزل 495 حافظ / می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌ جویی

شرح غزل ۴۹۵ حافظ / می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌ جویی

در این مطلب به غزل 495 حافظ با مطلع می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌ جویی پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.

غزل ۴۹۵ حافظ (می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌ جویی) به همراه شرح

شرح غزل ۴۹۵ حافظ / می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌ جویی

می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌ جویی
این گفت سحرگه گل بلبل تو چه می‌ گویی

مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را
لب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی

شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن
تا سرو بیاموزد از قد تو دلجویی

تا غنچه خندانت دولت به که خواهد داد
ای شاخ گل رعنا از بهر که می‌ رویی

امروز که بازارت پرجوش خریدار است
دریاب و بنه گنجی از مایه نیکویی

چون شمع نکورویی در رهگذر باد است
طرف هنری بربند از شمع نکورویی

آن طره که هر جعدش صد نافه چین ارزد
خوش بودی اگر بودی بوییش ز خوش خویی

هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد
بلبل به نواسازی حافظ به غزل گویی

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 495 حافظ / می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌ جویی
شرح غزل ۴۹۵ حافظ / می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌ جویی

شرح غزل ۴۹۵ حافظ (شرح غزل می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌ جویی)

می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌ جویی
این گفت سحرگه گل بلبل تو چه می‌ گویی

گل به هنگام سحر این سخن را گفت که پیاله شراب بخواه و شاد باش و همه جا را گلباران کن و تو ای بلبل چه پاسخی به او می دهی؟

مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را
لب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی

بساط طرب و شادی را به باغ ببر تا لب شاهد زیبا و روی ساقی دلربا را ببوسی؛ شراب بنوشی و گل را ببویی.

مسند: تخت و تکیه گاه

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن
تا سرو بیاموزد از قد تو دلجویی

ای معشوق قد شمشادگون خود را خرامان کن و به گلستان برو تا سرو از قامت رعنای تو نوازش و دلجویی را بیاموزد.

آهنگ: قصد

تا غنچه خندانت دولت به که خواهد داد
ای شاخ گل رعنا از بهر که می‌ رویی

ای شاخه گل زیبا تا ببینیم که سعادت بوسیدن غنچه لب هایت نصیب چه کسی خواهد شد، به من بگو که از برای کدامین عاشق سعادتمند می رویی؟

امروز که بازارت پرجوش خریدار است
دریاب و بنه گنجی از مایه نیکویی

امروز که بازار جمال و زیبایی تو پر رونق است و خریداران به دنبالت هستند، وقت را غنیمت بدان و از سرمایه خود گنجی بیندوز.

مایه: سرمایه

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

چون شمع نکورویی در رهگذر باد است
طرف هنری بربند از شمع نکورویی

ای معشوق چون زیبایی و جمال مانند شمع در رهگذر باد است و زود بی فروغ و رونق می گردد. پس تو نیز از شمع پر فروغ چهره زیبایت برای به دست آوردن فضیلت و هنر بهره ای بگیر.

طرف بستن: سود و بهره بردن

آن طره که هر جعدش صد نافه چین ارزد
خوش بودی اگر بودی بوییش ز خوش خویی

آن زلف تابدار و خوشبویی که هر پیچ و تاب آن به صد نافه چین می ارزد، چه خوب بود اگر اندکی نسبت به عاشقان دلسوخته دل رحم و خوش خو بود.

طره: موی جلوی پیشانی

جعد: موی پیچیده و پر حلقه

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد
بلبل به نواسازی حافظ به غزل گویی

هر مرغ با نغمه و آوازی به گلزار شاه آمده است؛ بلبل با نغمه سرایی و حافظ با غزل گویی.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

 

تعبیر فال شرح غزل ۴۹۵ حافظ / می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌ جویی

بخت و اقبال یار توست و هر آنچه را که می‌خواستی به‌دست آورده‌ای، همه امکانات فراهم است تا از زندگی لذت ببری. کافی است چشمانت را باز کنی و گلستانی پر از معرفت و دلجویی را در کنارت ببینی. امروز که خریدار داری، می‌توانی گنج عشق طلب کنی وگرنه فردا دیگر دیر است، از رونق بازارت نهایت استفاده را ببر و برای زمان پیری سرمایه‌ای بیندوز. خنده‌رو بودن و خوش اخلاقی‌ات باعث جذب دیگران است و این نوای دلت است که حافظ را به غزل‌گویی تشویق می‌کند.

4.8 4 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
2 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
فرزین یارا
1 سال قبل

عالی عالی
ممنون

خشایار امیریان
8 ماه قبل

باسلام

2
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x