دوشنبه/ 8 آذر / 1400

غزل 341 حافظ (گر من از سرزنش مدعیان اندیشم) به همراه شرح

شرح غزل 341 حافظ / گر من از سرزنش مدعیان اندیشم

گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
شیوه مستی و رندی نرود از پیشم

زهد رندان نوآموخته راهی به دهی است
من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم

شاه شوریده سران خوان من بی‌ سامان را
زان که در کم خردی از همه عالم بیشم

بر جبین نقش کن از خون دل من خالی
تا بدانند که قربان تو کافرکیشم

اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا
تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم

شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان
که ز مژگان سیه بر رگ جان زد نیشم

من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس
حافظ راز خود و عارف وقت خویشم

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 341 حافظ / گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
شرح غزل 341 حافظ / گر من از سرزنش مدعیان اندیشم

شرح غزل 341 حافظ (شرح غزل گر من از سرزنش مدعیان اندیشم)

گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
شیوه مستی و رندی نرود از پیشم

اگر من از سرزنش مدعیان مخالف و بی مایه بترسم، هرگز نمی توانم در عاشقی و رندی کاری از پیش ببرم و به مقصود برسم.

اندیشیدن: ترسیدن

زهد رندان نوآموخته راهی به دهی است
من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم

زهد و تقوای رندان مبتدی و تازه کار مورد قبول است و سرانجام به مقصود خواهند رسید ولی من که در رندی و عاشقی رسوای عالمم چه مصلحتی می توانم بیندیشم و چه کاری می توانم بکنم؟

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

شاه شوریده سران خوان من بی‌ سامان را
زان که در کم خردی از همه عالم بیشم

من بی سامان را سرآمد عاشقان سرگشته و رندان لاابالی بخوان زیرا که در نادانی و کم عقلی از همه مردم جهان بالاترم.

مصراع دوم را به گونه دیگری نیز می توان معنی کرد: با وجود اینکه کم خرد هستم ولی از همه عالم برتر و بالاترم.

بر جبین نقش کن از خون دل من خالی
تا بدانند که قربان تو کافرکیشم

ای معشوق بر پیشانی خود از خون دل من خالی نقش کن تا همه بدانند که قربانی تو کافر و سنگ دل است.

جبین: پیشانی

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا
تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم

به خاطر خدا ارادت و حسن نیتی از دور به ما نشان بده و بگذر تا ندانی که در این خرقه چه درویش ریاکار و متظاهری هستم.

شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان
که ز مژگان سیه بر رگ جان زد نیشم

ای صبا شعر پر از درد و رنج مرا به آن معشوقی که با مژگان سیاه و دل فریبش بر رگ جان و حیات من نیشتر زده و خون دلم را جاری کرده است، برسان.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس
حافظ راز خود و عارف وقت خویشم

من اگر باده می نوشم یا نمی نوشم، با کسی کاری ندارم. حافظ راز شراب نوشی خود و شناسنده قدر وقت خویش هستم.

حافظ: ایهام دارد: 1.تخلص خواجه 2.نگهبان

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا