سه‌شنبه/ 9 آذر / 1400

شرح غزل 138 حافظ / یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد

در این مطلب به غزل 138 حافظ با مطلع یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp

غزل 138 حافظ (یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد) به همراه شرح

شرح غزل 138 حافظ / یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

آن جوان بخت که می‌زد رقم خیر و قبول
بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد

کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک
رهنمونیم به پای علم داد نکرد

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد
ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد

سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحر
آشیان در شکن طره شمشاد نکرد

شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار
زان که چالاکتر از این حرکت باد نکرد

کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد
هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد

مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق
که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد

غزلیات عراقیست سرود حافظ
که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 138 حافظ / یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
شرح غزل 138 حافظ / یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد

شرح غزل 138 حافظ (شرح غزل یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد)

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

یادش به خیر باد آن کسی که به هنگام سفر یادی از ما نکرد و با یک خداحافظی دل غمگین ما را شاد نکرد.

آن جوان بخت که می‌زد رقم خیر و قبول
بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد

نمی دانم آن جوان بخت و خوش اقبال که کارهای نیک و پسندیده انجام می داد، چرا آن بنده پیر را آزاد نکرد و به او توجهی نکرد.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک
رهنمونیم به پای علم داد نکرد

باید خون بگریم و کاغذین جامه خود را با آن بشویم زیرا روزگار مرا به پای علم داد راهنمایی نکرد.

کاغذین جامه: جامه کاغذین که ستم دیدگان برای عرض دادخواهی در ایام بار عام به تن می کردند و بر آن موضوع دادخواهی خود را می نوشتند و در پای علم داد می ایستادند تا شناخته شوند و حاکم از ایشان رفع ظلم نماید.

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد
ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد

دل من به امید آنکه صدایش به تو برسد در این کوه ناله ها کرد که فرهاد کوه کن هم نکرد.

سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحر
آشیان در شکن طره شمشاد نکرد

ای معشوق از زمانی که سایه خود را از سر چمن برداشتی، دیگر بلبل در میان شاخه های پیچیده شمشاد آشیانه نساخت زیرا فهمید که باغ بی حضور تو صفایی ندارد.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار
زان که چالاکتر از این حرکت باد نکرد

شایسته است باد صبا که پیک عاشقان است، شیوه تو را بیاموزد زیرا حتی باد هم به چالاکی و تندی تو حرکت نمی کند.

کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد
هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد

هر کس که به حسن و زیبایی خدادادی تو اقرار نکند قلم آرایشگر آفرینش نقش آرزوهای او را نخواهد کشید؛ یعنی هرگز به مرادش نمی رسد.

کلک: قلم

مشاطه: آرایشگر

مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق
که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد

ای مطرب آهنگی را که می نوازی تغییر بده و آهنگ عراق را بنواز زیرا که معشوقم از راه عراق رفت و از من یاد نکرد.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

غزلیات عراقیست سرود حافظ
که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد

سرود و سخن حافظ برگرفته از غزل های عراقی است. کیست که این سروده های دلسوز را شنید و فریاد نکرد؟

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا