دوشنبه/ 26 مهر / 1400

«ملاک های تشخیص وسواس فکری عملی در DSM-5»

اختلال وسواس فکری عملی (اختلال وسواس جبری)، یک اختلال اضطرابی مزمن است که با اشتغال ذهنی افراطی در مورد جزئیات موضوعی و کمال طلبی همراه است، تا حدی که منجر به از دست دادن انعطاف پذیری و کارکرد اجتماعی می‌ شود.

در اختلال وسواس فکری عملی افکار وسواس‌ گونه و اضطراب آور با وسواس‌ های عملی همراه می‌شوند. وسواس‌ های عملی، کارهای وسواس‌گونه هستند که فرد برای کاهش وسواس‌ های فکری خود انجام می‌ دهد. فکرها و رفتارهای وسواسی همواره به صورت غیر ارادی وارد ذهن فرد می‌ شوند.

علائم و نشانه های وسواس گاه به قدری شدیدند که به راحتی قابل تشخیص هستند، اما در نهایت برای درمان و تشخیص وسواس باید به یک روانشناس مراجعه کرد.

با ما باشید؛ ملاک های تشخیص وسواس فکری عملی در DSM-5

تشخیص وسواس/ ملاک های اختلال وسواس فکری عملی در DSM-5

تشخیص وسواس فکری عملی (تشخیص وسواس جبری)

وسواس‌ ها شامل افکار، تصاویر ذهنی و تکانه‌ های ناخواسته، مزاحم و ناخوشایندی هستند که ناخواسته وارد ذهن فرد می‌ شوند. اگر چه این افکار و تصاویر از نظر خود فرد هم بی معنی و غیرقابل باور است، اما نمی‌ تواند در مقابل آن‌ ها مقاومت کند و در صورت مقاومت دچار اضطراب و احساس ناخوشایندی می‌ شود. در این حالت فرد برای این که اضطراب ناشی از افکار مزاحم خود را کم کند، رفتارهای اجباری انجام می‌ دهد.

افراد وسواسی دارای کمال طلبی بسیار زیادی هستند تا حدی که در تمام امور دخالت می‌ کنند و نمی‌ توانند کاری را به دیگران بسپارند چون به درستی و دقیقی کار آنها اعتمادی ندارند.

این افراد در جزئیات بسیار دقت می‌ کنند و آنقدر در چارچوب قوانین خود قرار می‌ گیرند که نمی‌ توانند انعطافی به خرج دهند. لجبازی، خساست، انعطاف ناپذیری و خونسردی زیاد از دیگر ویژگی‌ های فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی است.

همچنین این افراد در ابراز عواطف و هیجانات بسیار سخت گیر هستند. آنها تنها حرف خودشان را قبول دارند بنابراین رفتارهای چارچوبی که از خود نشان می‌دهند، اگرچه ناخودآگاه است اما اختلال این افراد را نمایان می‌کند.

با اینکه علائم اختلال وسواس فکری عملی بسیار واضح و مشخص اند اما برای تشخیص وسواس فکری عملی می بایست به یک متخصص مراجعه کرد.

تشخیص وسواس/ ملاک های اختلال وسواس فکری عملی در DSM-5

ملاک های تشخیص اختلال وسواس فکری عملی یا OCD در DSM-5

در DSM-5 برای سهولت کار درمانگران مجموعه علائم تشخیص وسواس فکری عملی گرداوری شده است تا درمانگران با استفاده از آن بتوانند به یک تشخیص درست در مورد این اختلال برسند.

ملاک های تشخیص وسواس فکری عملی به این شرح است.

ملاک A برای تشخیص وسواس فکری عملی:

حضور وسواس‌ های فکری، وسواس های عملی (اجبارها) یا هر دو

وسواس‌ های فکری با ۱ و ۲ تعریف می‌شوند.

۱- افکار، امیال یا تصاویر ذهنی همیشگی و تکراری که فرد در دوره‌ای از ناراحتی، آن‌ ها را ناخواسته و مزاحم می‌داند و در بیش‌تر افراد اضطراب یا استرس شدید پدید می‌ آورد.

۲- فرد تلاش می‌ کند تا این افکار، امیال یا تصاویر ذهنی را نادیده بگیرد یا سرکوب کند. یا به کمک یک فکر یا کار دیگر آن‌ ها را خنثی و بی‌ اثر کند. یعنی با انجام دادن یک اجبار تلاش می‌کند اثر آن‌ها را کاهش دهد.

وسواس های عملی (اجبارها) با ۱ و ۲ تعریف می‌شوند.

۱- رفتارهای تکراری (مانند شستن، مرتب کردن و بررسی کردن) یا اعمال ذهنی تکراری (مانند دعا کردن، شمردن، تکرار واژه‌ها در سکوت) که فرد احساس می‌کند در واکنش به یک وسواس یا مطابق با قوانینی که باید به طور سفت و سخت اعمال شود باید به انجام برسد.

۲- هدف فرد از این اعمال ذهنی یا رفتارهای فیزیکی تکراری این است که از اضطرب و استرس جلوگیری کند یا آن‌ها را کاهش دهد. یا از رویداد و موقعیتی که آن ‌را ترسناک می‌ داند پیشگیری کند. اما این رفتارهای فیزیکی و اعمال ذهنی با مواردی که قرار است آن‌ ها را خنثی یا پیشگیری کند هیچ ارتباط منطقی ندارند یا رفتارها و اعمالی به وضوح افراطی هستند.

ملاک B برای تشخیص وسواس فکری عملی:

وسواس ها یا اجبارها وقت‌ گیر هستند. برای نمونه هر روز ساعت‌ ها وقت فرد را می‌گیرند. یا در عملکرد اجتماعی، شغلی یا دیگر بخش‌ های زندگی، نابسامانی و رنج شخصی شدید پدید می‌ آورند. پس عملکرد زندگی فرد را مختل و آرامش او را برهم می‌ زنند.

ملاک C برای تشخیص وسواس فکری عملی:

نشانه‌ های وسواسی اجباری را نمی‌ توان به تاثیر فیزیولوژیک و مستقیم یک ماده مانند مواد مخدر، روانگردان یا داروهای تجویزی یا یک عارضه‌ی پزشکی نسبت داد. پس اختلال وسواسی اجباری نباید با مصرف مواد یا عارضه‌ی پزشکی توجیه‌ شدنی باشد.

ملاک D برای تشخیص وسواس فکری عملی:

نشانه‌ های یک اختلال روانی دیگر نمی‌ تواند توضیح بهتری برای ناراحتی فرد باشد. پس نباید با اختلال روانی دیگر توجیه شود. احتمال دارد که اختلال وسواسی اجباری با برخی از اختلال‌ های دیگر همبودی یا Comorbid داشته باشد. برای نمونه میتوان به این موارد اشاره کرد:

  • نگرانی‌ های افراطی در اختلال اضطراب عمومی
  • اشتغال فکری به ظاهر خود در اختلال بادی دیسفورمیک
  • ناتوانی در دور انداختن اشیا یا جدا شدن از آن‌ها در اختلال احتکار
  • کشیدن مو در اختلال مو کندن
  • کندن پوست در اختلال پوست کندن
  • رفتارهای کلیشه‌ ای در اختلال حرکت کلیشه‌ای
  • رفتارهای آیینی خوردن در اختلال خورد و خوراک
  • اشتغال فکری به مواد یا قمار در اختلالات مصرف مواد و اختلالات مرتبط
  • اشتغال فکری به بیماری‌ های جدی در اختلال اضطراب بیماری
  • اشتغال فکری به امیال یا خیال‌پردازی سکشوال در یکی از پارافیلیاها
  • اشتغال فکری به امیال در اختلالات کنترل تکانه
  • نشخوار فکری به همراه احساس عذاب وجدان در اختلال افسردگی عمده
  • تزریق فکری یا افکار ایلوژنال همیشگی در اختلال سایکوتیک
  • رفتارهای تکراری در اختلال طیف اوتیسم

برای تشخیص وسواس فکری عملی مشخص کنید (اسپیسیفایرها):

همراه با بینش خوب یا نسبتا خوب: فرد تشخیص می دهد که عقاید اختلال وسواس فکری- عملی قطعا یا احتمالا درست نیستند یا شاید درست باشند یا نباشند.

همراه با بینش ضعيف: فرد فکر می کند که عقاید اختلال وسواس فکری- عملی احتمالا درست هستند.

همراه با فقدان بینش/ عقاید هذیانی: فرد کاملا متقاعد شده است که عقاید اختلال وسواس فکری- عملی درست هستند.

مرتبط با تیک: فرد سابقه کنونی یا گذشته اختلال تیک دارد.

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا