مجله اینترنتی تحلیلک

جمعه/ 29 تیر / 1403
Search
Close this search box.
شرح غزل 416 حافظ / خنک نسیم معنبر شمامه‌ ای دلخواه

شرح غزل ۴۱۶ حافظ / خنک نسیم معنبر شمامه‌ ای دلخواه

در این مطلب به غزل 416 حافظ با مطلع خنک نسیم معنبر شمامه‌ ای دلخواه پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.

غزل ۴۱۶ حافظ (خنک نسیم معنبر شمامه‌ ای دلخواه) به همراه شرح

شرح غزل ۴۱۶ حافظ / خنک نسیم معنبر شمامه‌ ای دلخواه

خنک نسیم معنبر شمامه‌ ای دلخواه
که در هوای تو برخاست بامداد پگاه

دلیل راه شو ای طایر خجسته لقا
که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه

به یاد شخص نزارم که غرق خون دل است
هلال را ز کنار افق کنید نگاه

منم که بی تو نفس می‌ کشم زهی خجلت
مگر تو عفو کنی ور نه چیست عذر گناه

ز دوستان تو آموخت در طریقت مهر
سپیده دم که صبا چاک زد شعار سیاه

به عشق روی تو روزی که از جهان بروم
ز تربتم بدمد سرخ گل به جای گیاه

مده به خاطر نازک ملالت از من زود
که حافظ تو خود این لحظه گفت بسم الله

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 416 حافظ / خنک نسیم معنبر شمامه‌ ای دلخواه
شرح غزل ۴۱۶ حافظ / خنک نسیم معنبر شمامه‌ ای دلخواه

شرح غزل ۴۱۶ حافظ (شرح غزل خنک نسیم معنبر شمامه‌ ای دلخواه)

خنک نسیم معنبر شمامه‌ ای دلخواه
که در هوای تو برخاست بامداد پگاه

خوشا نسیم عنبرین بوی دل انگیزی که در اشتیاق دیدار تو در آغاز صبح شروع به وزیدن کرد.

خنک: خوشا

معنبر: معطر

دلیل راه شو ای طایر خجسته لقا
که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه

ای پرنده مبارک دیدار، راهنمای من شو تا به بارگاه دوست برسم زیرا که از اشتیاق دیدار آن، چشمانم غرق در اشک شد و نابینا گشت.

دلیل: راهنما

دیده آب شدن: کنایه از نابینا شدن

به یاد شخص نزارم که غرق خون دل است
هلال را ز کنار افق کنید نگاه

به یاد تن رنجور و نحیفم که سخت اندوهگین و آزرده خاطر است، به هلال ماه در کرانه آسمان نگاه کنید.

شخص: تن و بدن

نزار: لاغر، ضعیف

افق: کناره آسمان

منم که بی تو نفس می‌ کشم زهی خجلت
مگر تو عفو کنی ور نه چیست عذر گناه

بسیار مایه شرمساری است که من بی تو نفس می کشم و زنده ام مگر اینکه تو مرا ببخشایی وگرنه چه عذری می توان برای این گناه بی تو زنده بودن، داشت؟

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

ز دوستان تو آموخت در طریقت مهر
سپیده دم که صبا چاک زد شعار سیاه

همان گونه که عاشقان و دوستان تو در طریق عشق و دوستی حجاب تاریکی را دریدند و به نور و روشنی رسیدند، صبا نیز از آنان آموخت که به هنگام صبح، جامه سیاه شب را بدرد و نور خورشید را ظاهر سازد.

شعار: در اینجا به معنی مطلق لباس و جامه است.

شعار سیاه: استعاره از شب

به عشق روی تو روزی که از جهان بروم
ز تربتم بدمد سرخ گل به جای گیاه

در اشتیاق دیدن روی زیبایت حتی پس از مرگم هم از خاک گورم به جای گیاه گل سرخ می روید.

تربت: گور

دمیدن: روییدن

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

مده به خاطر نازک ملالت از من زود
که حافظ تو خود این لحظه گفت بسم الله

به این زودی به خاطر لطیف و زودرنج خود آزردگی و دلتنگی راه نده زیرا که حافظ تو همین لحظه بسم الله گفته و دیدار تو را آغاز کرده است.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

تعبیر فال شرح غزل ۴۱۶ حافظ / خنک نسیم معنبر شمامه‌ ای دلخواه

انسانی مهربان هستی، ناخواسته خطایی کرده‌ای و اکنون پشیمان و شرمسار هستی، اینقدر خودخوری نکن، غصه خوردن مشکل را حل نمی‌کند، همین‌که پشیمان هستی کافی است تا برای جبران اقدام کنی. هرچه زودتر برای جبران قدمی بردار، او اگر از ندامت تو آگاه شود، حتماً تو را خواهد بخشید. دوستان و اطرافیان دلسوزت را بشناس و از رفیقان بد و ناباب دوری کن. اگر در هر کار با دقت و تعمق بیشتری پیش بروی موفق خواهی شد. مهر و وفای خود را به دیگران اثبات کن تا نظری مثبت نسبت به تو داشته باشند.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

شعر اتفاقی شما

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x