دوشنبه/ 3 آبان / 1400

غزل 63 حافظ (روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست) به همراه شرح

شرح غزل 63 حافظ / روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست

روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
در غنچه‌ ای هنوز و صدت عندلیب هست

گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست
چون من در آن دیار هزاران غریب هست

در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست
هر جا که هست پرتو روی حبیب هست

آن جا که کار صومعه را جلوه می‌ دهند
ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست

فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست
هم قصه‌ای غریب و حدیثی عجیب هست

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 63 حافظ / روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
شرح غزل 63 حافظ / روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست

شرح غزل 63 حافظ (غزل روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست)

روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
در غنچه‌ ای هنوز و صدت عندلیب هست

هنوز چهره زیبای تو را کسی ندیده است، هزاران رقیب و مراقب داری و تو مانند غنچه ناشکفته هستی که صدها بلبل عاشق و شیدا بر آن نشسته است.

گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست
چون من در آن دیار هزاران غریب هست

ای معشوق اگر به کوی تو آمدم و به مشتاقان عشقت پیوستم، شگفت نیست؛ زیرا در آن شهر و دیار هزاران شیدا و غریب مانند من وجود دارد.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست
هر جا که هست پرتو روی حبیب هست

در مذهب عشق تفاوتی بین خانقاه و خرابات نیست زیرا هرجا که بنگری پرتو چهره تابان و زیبای یار نمایان است و عالم جلوه گاه روی اوست.

دکتر دینانی می گوید:

«حافظ در این بیت به اهمیت عشق اشاره می کند. عشق همانگونه که زمانی و مکانی نیست، ازلی است و امروزی و فردایی هم نیست. عشق همیشه هست و عاشق هم همیشه عاشق است. عشق نه در یک زمان معین می گنجد، نه در یک مکان. چیزی است فراگیر. بنابراین عظمت عشق به گونه ای است که بین خانقاه و خرابات محدود نمی ماند. عاشق هرکجا که باشد، چه مسجد، چه خرابات، چه صومعه، عاشق است. عشق بی مکان است و زمانی نیست؛ هر جا که هست پرتو روی حبیب هست.»

آن جا که کار صومعه را جلوه می‌ دهند
ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست

در جایی که عارفان و عاشقان حتی کار صومعه را جلوه و رونق می دهند، ناقوس راهب و نام صلیب نیز به کار می رود؛ یعنی اختلاف مذاهب و ادیان و بیان ناقوس و کلیسا و صومعه چیزی نیست جز وحدت و حقیقت مشترکی که در نهایت موجب رونق و اعتبار صومعه می گردد.

ناقوس: زنگ بزرگی که در برج کلیسا از سقف آویزان است.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست

آیا کسی هست که عاشق شده باشد و یار به او توجه و عنایت نکند؟ مسلما نه؛ به عبارت دیگر خواجه می فرماید: هر کس که شیدای عشق یار شد، بی گمان معشوق به او عنایت و توجه دارد. آری ای بزرگوار درد عشق نیست وگرنه طبیب این درد هست؛ یعنی اگر شوق طلب و درد نیاز باشد، می توان به سر منزل عشق راه یافت.

فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست
هم قصه‌ای غریب و حدیثی عجیب هست

این همه ناله و فغان که حافظ از سر سوز و گداز سر می دهد، بیهوده و بی جهت نیست؛ همانا ماجرای شگفت انگیز عشق است که همه را به فریاد واداشته است.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا