چهارشنبه/ 31 شهریور / 1400

«زندگینامه سهروردی»

شهاب الدین یحیی بن حبش بن امیرک ابوالفتوح سهروردی، ملقب به شهاب‌الدین، شیخ اشراق، شیخ مقتول و شیخ شهید فیلسوف نامدار ایرانی اهل شهر سهرورد و متعلق به قرن ششم  است. او فیلسوف، دانشمند و عارف برجسته ای است که از همه دانش های متعارف زمان خود مانند فقه، فلسفه، ادبیات و اصول بهره کافی داشت و در آنها صاحب نظر بود.

سهروردی مؤسس حکمت‌ اشراق است و در زمینه فلسفه و حکمت اسلامی آثار متنوعی به ثبت رسانیده است. مهمترین اثر وی، کتاب حکمة الاشراق است. وی یکی از نام آوران حوزه فلسفه اسلامی است که به حق باید او را بنیانگذار روشی نو در این عرصه و یکی از احیاگران فلسفه در شرق به شمار آورد.

با ما باشید، زندگینامه سهروردی بنیانگذار فلسفه اشراق

زندگینامه سهروردی

زندگینامه سهروردی

شهاب‌الدین سهروردی در سال ۵۴۹ هجری قمری در روستای سهرورد از توابع شهرستان خدابنده استان زنجان ایران متولد شد.

شیخ اشراق در ابتدا به تحصیل قرآن، ادبیات عربی و فارسی مشغول شد و بعد از آن برای تکمیل تحصیلات خود در ۱۳ سالگی سهرورد را ترک کرد و در مراغه نزد مجدالدین جیلی به فراگیری حکمت، اصول فقه و منطق ارسطویی پرداخت و با معارف سنتی زرتشتی و اندکی اعتقادات مسیحیان آشنا شد.

سهروردی در ۲۰ سالگی به اصفهان سفر کرد و در محضر ظهیرالدین بیهقی به تحصیل علم منطق و افکار ابن سینا مشغول شد و کتاب بصائر عمر بن سهلان ساوی را خواند.

او در همین شهر بود که برای نخستین بار با افکار ابن سینا آشنا شد و پس از مدتی تسلط خاصی بر آن پیدا کرد.

وی پس از اتمام تحصیلات رو به عرفان و سلوک معنوی آورد و به سفر در داخل ایران پرداخت و از بسیاری از مشایخ تصوف دیدن کرد و بسیار مجذوب آنان شد.

شیخ در جریان سفرهایش مدتی با جماعت صوفیه هم کلام شد و به مجاهدت نفس و ریاضت مشغول شد. در همین دوره بود که به راه تصوف افتاد و دوره‌های درازی را به اعتکاف و عبادت و تامل گذراند.

یحیی سهروردی، شیخ مقتول، قبل از سی سالگی اصفهان را ترک کرد، به دیار بکر رسید و پس از آن به آناتولی و بعد از اقامت کوتاه در آنجا به دمشق رفت و با اساتید بسیاری دیدار کرد. او در سفرهای خود با فخرالدین ماردینی آشنا شد و بسیاری از مطالب را از او فراگرفت.

او در سفر خود به توقات، شهری در شمال ترکیه، رفت و همانجا بود که کتاب حکمت الاشراق خود را به پایان رسانده و سرآغاز مکتبی نوین در فلسفه اسلامی به نام مکتب اشراق شد. بسیاری از آثار سهروردی در جریان سفرهای او نوشته شده است.

زندگینامه سهروردی

فلسفه اشراق سهروردی

سهروردی کسی است که مکتب فلسفی اشراق را به وجود آورد که بعد از مرگش وسعت یافت. او نظریه خود را در اواخر قرن ششم ارائه کرد. سهروردی را رهبر افلاطونیان جهان اسلام لقب داده‌اند.

او خود فلسفه اش را حکمت اشراق نامیده بود که به معنای درخشندگی و برآمدن آفتاب است و اقوام لاتین آن را aurora conurgens نام نهاده اند. اما این تفکر فلسفه خاص افلاطونی نیست و در آن آرای افلاطون و ارسطو و نوافلاطونیان و زرتشت و هرمس و اسطوره تحوت و آرای نخستین صوفیان مسلمان در هم آمیخته است.

مکتب سهروردی هم فلسفه است و هم نیست. فلسفه است از این جهت که به عقل اعتقاد دارد، اما عقل را تنها مرجع شناخت نمی داند. عرفان است از این نظر که کشف و شهود و اشراق را شریف ترین و بلندمرتبه ترین مرحله شناخت می شناسد.

او به سختی بر ابن سینا می تازد و از کلیات و مثل افلاطون دفاع می کند. بر وجودشناسی ابن سینا ایراد می گیرد که چرا اظهار داشته که در هر شئ موجود، وجود امری حقیقی است و ماهیت امری اعتباری و برای تحقق محتاج وجود است. در حالی که طبق حکمت اشراق، ماهیت امری حقیقی است و وجود امری اعتباری.

کتاب حکمه الاشراق مهم ترین اثر فلسفی سهروردی در واقع به نظریه ابن سینا برای تاسیس حکمت مشرقی جامه عمل پوشاند. او را زنده کننده عرفان آریایی و پدیدآورنده حکمت خسروانی می دانند.

منطق اشراقی سهروردی

شیخ اشراق در منطق نیز دیدگاه‌ هایی نو عرضه کرده‌ است که در منطق فلسفه مشاء به چشم نمی ‌خورد.

وی از این دیدگاه‌ ها با عنوان قواعد اشراقی در منطق یاد می‌کند؛ هر چند بخش ‌هایی از مباحث منطق فلسفه مشاء را نیز پذیرفته و آن‌ها را در منطق خود، به ویژه قسم اول کتاب حکمه الاشراق جای داده‌ است.

شیخ اشراق در آغاز هر یک از کتاب‌ های المطارحات، التلویحات، اللمحات و حکمه ‌الاشراق به منطق پرداخته ‌است. وی در سه کتاب اول، مباحث منطقی را به شیوه سنت مشائی مطرح کرده‌ است. با این تفاوت که در منطق المطارحات، مباحث تفصیل بیشتری داشته، جنبه تاریخی نیز دارد.

شیخ اشراق در سه کتاب اول با مشائیین مماشات می‌کند، ولی هدف او در منطق حکمه الاشراق را بیان قواعد منطق به صورت بسیار مختصر و کاهش دادن قواعد منطقی به چند قاعده است.

زندگینامه سهروردی

زندگینامه سهروردی

نورالانوار سهروردی

سهروردی وجودشناسی خود را «نورالانوار» نام داده است. همان حقیقت الهی که درجه روشنی آن چشم را کور می‌ کند. نور را نمی ‌توان با کمک چیز دیگر و نسبت به آن تعریف کرد، زیرا تمام اشیا با نور آشکار می‌ شوند و طبعاً باید با نور تعریف شوند.

«نورالانوار» یا «نور مطلق» همان وجود مطلق است و تمام موجودات، وجود خود را از این منبع کسب کرده‌اند و جهان هستی چیزی جز مراتب و درجات گوناگون روشنایی و تاریکی نیست. به همین دلیل سلسله مراتب موجودات بستگی به درجه نزدیکی آن ها با «نورالانوار» دارد، یعنی به میزان درجه «اشراق» و نوری که از نورالانوار به آن ها می‌رسد.

سهروردی شدت و ضعف موجودات را در شدت و ضعف نورانیت آنها می داند. نور حقیقتی واحد است اما شدت و کاستی دارد و بر این تعبیر از خداوند به عنوان نورالانوار و سرچشمه نورانیت سایر وجودها تعبیر می کند.

عقل از دیدگاه سهروردی

سهروردی عقل فعال را عاملی بسیار مهم در انتقال نفس به فضائل می‌داند و این هنگامی ممکن است که با زهد و تزکیه بدان متصل شد.

شاهد مثال اثبات این معنا آیه «اقرأ و ربک الأکرم الذی علم بالقلم» است. به تعبیر شیخ، قلم حق تعالی از چوب و نی نیست، بلکه همان ذات عقل است، آن‌ هم عقل به فعل.

نفوس ما در برابر این عقل فعال یا قلم همچون لوحی است که به قلم الهی، منقش به علوم حقیقی و معارف ربانی می‌گردد.

آیه دیگری شاهد مثال شیخ اشراق در باب اثبات معنای فوق است، «کتب فی قلوبهم الایمان و أیّدهم بروح منه».

از دیدگاه شیخ تردیدی نیست این آیه از تعلیم قدسی نفوس سخن می‌گوید و مصداق بارزش پیامبر (ص) است که در باب او قرآن می‌فرماید: «علّمهُ شدید القوی» که همان مدد رساندن به پیامبر با عقل فعال است.

یا «نزل به الروح الأمین علی قلبک» و نیز آیاتی چون «و انّک لتُلقّی القرآن من لدن حکیم علیم»، «عَلّم الانسان ما لم یعلم» و «خلَق الانسان، علّمه البیان».

بنابراین نفس انسان به واسطه روحی عظیم، باردار تعالیم حقه و معارف ربانی می‌شود. عامل مؤثر در این دریافتن (یا به تعبیر شیخ: انتقاش)، عقل فعال است.

زندگینامه سهروردی

در گذشت سهروردی

سهروردی در یکی از سفرهایش از دمشق به حلب رفت و در آنجا با ملک ظاهر پسر صلاح الدین ایوبی، سردار معروف مسلمانان در جنگ‌ های صلیبی، دیدار کرد.

ملک ظاهر که محبت شدیدی نسبت به صوفیان و دانشمندان داشت، مجذوب این حکیم جوان شد و از او خواست که در دربار او در حلب ماندگار شود. سهروردی نیز که عشق شدیدی نسبت به مناظر آن دیار داشت، شادمانه پیشنهاد ملک ظاهر را پذیرفت و در دربار او ماند.

شیخ سهروردی همیشه در بیان احکام و مسائل مربوط به دین صریح بود و همین صراحت بیان او بود که سرانجام برخی فقها علیه او حکم ارتداد دادند و سخنانش را خلاف اصول دین دانستند.

این دشمنی تا جایی رسید که ملک ظاهر، سلطان مصر، را تشویق به قتل او کردند. اما ملک ظاهر نمی‌پذیرفت و به خواست آنان توجهی نمی‌ کرد.

صلاح‌الدین، یکی از فرمانروایان مسلمان حاضر در جنگ‌های صلیبی، که به تازگی سوریه را از دست صلیبیان بیرون آورده بود و برای حفظ اعتبار خود به تأیید علمای دین احتیاج داشت، ناچار در برابر درخواست ایشان تسلیم شد.

به همین دلیل، پسرش ملک ظاهر تحت فشار قرار گرفت و ناگزیر سهروردی را در ۵ رجب ۵۸۷ هجری قمری به زندان افکند و شیخ همان‌ جا و در سن ۳۷ سالگی به قتل رسانده شد.

سهروردی به علوم غریبه و سحر و جادو نیز مسلط بود و گفته می‌ شود یکی از دلایل به قتل رسیدنش همین موضوع است.

مزار شیخ در مسجد امام سهروردی شهر حلب است.

زندگینامه سهروردی

دسته بندی آثار سهروردی

آثار سهروردی را می توان به شش دسته تقسیم کرد. تقسیمی که به نظر پذیرفتنی تر از سایر تقسیم بندی‌های تا کنون است.

دسته‌ اول

آثاری که به‌ طور ویژه به مبانی فلسفه‌ اشراق می ‌پردازد.

در این دسته تنها می‌توان کتاب حکمه الاشراق را جای داد. زیرا این کتاب با تمام آثار سهروردی متفاوت است و در حقیقت سنگ بنای فلسفه‌ی اشراقی وی به حساب می‌آید.

وی در این اثر سیمای تمام عیار فلسفه‌ی تأسیسی خود را جلوه‌ گر می‌ سازد. به گفته‌ خود سهروردی، کلید درک اندیشه‌ها و یافته‌های او در همین کتاب است.

دسته‌ دوم

در این دسته، چهار اثر آموزشی و نظری سهروردی که همگی به زبان عربی است، قرار می‌گیرد.

این چهار کتاب عبارت‌اند از: التلویحات، المشارع و المطارحات، المقاومات، اللمحات.

در این آثار نخست از فلسفه‌ی مشایی، با خوانش ویژه‌ی سهروردی سخن رفته است. سپس بر این پایه، فلسفه‌ی اشراق مورد بررسی قرار می ‌گیرد.

هر چهار کتاب دارای سه بخش منطق، طبیعیات و الهیات است.

التلویحات، مهم ترین کتاب در این دسته از آثار سهروردی است. در حقیقت المطارحات به منزله‌ شرحی است بر التلویحات، اللمحات در حکم خلاصه‌ی آن است و المقاومات الحاقی است بر التلویحات.

دسته‌ سوم

در این دسته، رساله‌ها و کتاب‌های فارسی و عربی قرار دارد که در حقیقت درون ‌مایه آن‌ها، خلاصه و یا شرح تفصیلی آثار دسته‌ی اول و دوم است.

در این دسته دو رساله‌ مهم هیاکل النور و الالواح العمادیه قرار دارد که به زبان عربی نوشته شده است و توسط خود سهروردی به فارسی برگردانیده شده است.

رساله‌ی فی اعتقاد الحکما به زبان عربی و رساله‌های پرتونامه و بستان القلوب به زبان فارسی نیز در این دسته جای می‌ گیرد.

دسته‌ چهارم

در این دسته، حکایت ‌های رمزی و داستان‌ های عرفانی سهروردی قرار دارد.

آثاری که به گفته‌ی جعفر میر صادقی: با وجود پیچید‌گی و رمزآمیز بودنشان، قبل از هر چیز قصه‌اند. قصه‌ هایی که از نظر خوش ساختی و ایجاز با بهترین نمونه‌ های داستان‌ کوتاه قرن بیستم قابل مقایسه‌اند.

شروع مطلب در هر یک از این قصه‌ها آن‌ چنان استادانه و میخ‌ کوب کننده است که حتی نظیر آن را در بهترین داستان‌ های کوتاه معاصرمان هم به ندرت می‌بینیم.

زبان بیشتر این رساله‌ها فارسی است و برخی از آن‌ها عبارت‌اند از: عقل سرخ، صفیر سیمرغ، آواز پَر جبرئیل، لغت موران، فی حالت طفولیت، روزی با جماعت صوفیان، الغربه الغربیه و نیز رساله‌ی فی المعراج که هنوز منتشر نشده است..

دسته‌ پنجم

نوشته‌ها، ترجمه‌ها، تفسیر‌ها و شرح‌هایی  است که سهروردی به رشته‌ تحریر در آورده است.

آثاری چون شرح فارسی اشارات بوعلی سینا، ترجمه‌ی رساله الطیر بوعلی و از همه مهم‌ تر رساله‌ فی حقیقه العشق یا مونس العشاق که برگرفته از رساله‌ی فی العشق بوعلی سینا است.

همچنین تفسیر چند سوره از قرآن و برخی از احادیث نبوی که تاکنون منتشر نشده است، در این دسته از آثار جای می‌ گیرد.

دسته‌ ششم

نیایش ‌ها و مناجات‌ نامه‌ هایی که همگی به زبان عربی است و الواردات و التقدیسات خوانده می‌شود. این آثار نیز تاکنون منتشر نشده است.

زندگینامه سهروردی

آثار سهروردی

فهرست کامل آثار فارسی و عربی شهاب الدین یحیی سهروردی با استفاده از فهرست شهرزوری و مقایسه آن با فهرست (ریتر) در دائرة المعارف اسلامیه بشرح زیر آمده‌ است.

  • المشارع و المطارحات، در منطق، طبیعیات، الهیات.
  • التلویحات.
  • حکمةالاشراق، در دو بخش. بخش نخست، در سه مقاله در منطق، بخش دوم در الهیات در پنج مقاله. (این کتاب مهم‌ترین تألیف سهروردی است و مذهب و مسلک فلسفی او را به‌خوبی روشن می‌نماید).
  • اللمحات، کتاب مختصر و کوچکی در سه فن از حکمت، یعنی: طبیعیات، الهیات و منطق.
  • الالواح المعادیه، در دانشهای حکمت و اصطلاحات فلسفه.

 

  • الهیاکل النوریه، یا هیاکل النور. این کتاب مشتمل بر آراء و نظریه‌های فلسفی است، بر مسلک و ذوق اشراقی. سهروردی نخست آن را به زبان عربی نگاشته و سپس خود آن را به پارسی ترجمه کرده‌است.
  • المقاومات، رساله مختصری است که سهروردی خود آن را به منزله ذیل یا ملحقات التلویحات قرار داده‌است.
  • الرمز المومی (رمز مومی) هیچ‌یک از نویسندگانی که آثار و تألیف‌های سهروردی را یاد کرده‌اند، از این کتاب نامی نبرده‌اند، جز شهروزی که آن را در فهرست سهروردی آورده‌است.
  • المبدء و المعاد. این کتاب به زبان پارسی است، و کسی جز شهرزوری از آن یاد نکرده‌است.
  • بستان القلوب، کتاب مختصری است در حکمت، سهروردی آن را برای گروهی از یاران و پیروان مکتب خود به زبان پارسی در اصفهان نگاشته‌است.

 

  • طوراق الانوار، این کتاب را شهرزوری یاد کرده، ولی ریتر از آن نام نبرده‌است.
  • التنقیحات فی الاصول، این کتاب در فهرست شهرزوری آمده ولی ریتر از قلم انداخته‌است.
  • کلمةالتصوف. شهرزوری این کتاب را با این نام در فهرست خود آورده، و ریتر آن را بنام (مقامات الصوفیه) یاد کرده‌است.
  • البارقات الالهیة، شهرزوری این را در فهرست خود آورده و ریتر از آن نام نبرده‌است.
  • النفحات المساویة، شهرزوری در فهرست خود یاد کرده و ریتر نام آن را نیاورده.

 

  • لوامع الانوار.
  • الرقم القدسی.
  • اعتقاد الحکما.
  • کتاب الصبر. نام این چهار کتاب اخیر در فهرست شهرزوری آمده و در فهرست ریتر دیده نمی‌شود.
  • رسالة العشق، شهرزوری این کتاب را بدین نام آورده‌است، ولی ریتر آن را بنام «مونس العشاق» یاد کرده‌است. این کتاب به زبان فارسی است.

 

  • رساله در حالة طفولیت، این رساله به زبان فارسی است. شهرزوری آن را یاد کرده و ریتر آن را نیاورده‌است.
  • رساله روزی با جماعت صوفیان، این رساله نیز به زبان پارسی است. در فهرست شهرزوری آمده و از ریتر دیده نمی‌شود.
  • رساله عقل، این نیز به زبان پارسی است، در فهرست شهرزوری آمده، و در فهرست ریتر دیده نمی‌شود.
  • شرح رساله «آواز پر جبرئیل» این رساله هم به زبان پارسی است.
  • رساله پرتو نامه، مختصری در حکمت به زبان پارسی است، سهروردی در آن به شرح بعضی اصطلاحات فلسفی پرداخته‌ است.

 

  • رساله لغت موران، داستان‌هایی است، رمزی که سهروردی آن را به زبان پارسی نگاشته‌است.
  • رساله غربةالغربیة، شهرزوری این را به همین نام یاد کرده‌است، اما ریتر آن را بنام (الغربةالغربیة) آورده‌است. داستانی است که سهروردی آن را به رمز به عربی نگاشته و در نگارش آن از رساله (حی بن یقطان) این سینا مایه گرفته، یا بر آن منوال نگاشته‌ است.
  • رساله صفیر سیمرغ، که به پارسی است.
  • رسالةالطیر، شهرزوری نام این رساله را چنین نگاشته، ولی ریتر نام آن را (ترجمه رساله طیر) نوشته‌است. این رساله ترجمه پارسی رسالةالطیر ابن سینا است که سهروردی خود نگاشته‌است.

 

  • رساله تفسیر آیات «من کتاب الله و خبر عن رسول‌الله». این رساله را شهرزوری یاد کرده و ریتر از آن نام نبرده‌است.
  • التسبیحات و دعوات الکواکب. شهرزوری این کتاب را به همین نام در فهرست خود آورده، اما در فهرست ریتر کتابی بدین نام نیامده‌است. ریتر مجموعه رساله‌ها  و نوشته‌ها و نوشته‌های سهروردی را که در این نوع بوده، یکجا تحت عنوان (الواردات و التقدیسات) در فهرست خود آورده‌است و احتمال داده می‌شود که کتا
  • التسبیحات… نیز جزء مجموعه مزبور باشد.
  • ادعیة متفرقه. در فهرست شهرزوری آمده‌است.
  • الدعوة الشمسیة. شهرزوری از این کتاب یاد کرده‌است.

 

  • السراج الوهاج. شهرزوری این کتاب را در فهرست خود آورده‌است، اما خودش دربارهٔ صحت نسبت این کتاب به سهروردی تردید نموده‌است، زیرا می‌گوید: (و الاظهر انه لیس له) درست‌تر آنست که این کتاب از او نباشد.
  • الواردات الالهیة بتحیرات الکواکب و تسبیحاتها. این کتاب تنها در فهرست شهرزوری آمده‌است.
  • مکاتبات الی الملوک و المشایخ، این را نیز شهرزوری نام برده‌است.
  • کتاب فی السیمیاء. این کتاب‌ها را شهرزوری نام برده، اما نام‌های ویژه آن‌ها را تعیین نکرده و نوشته‌است این کتاب‌ها به سهروردی منسوب است.
  • الالواح، این کتاب را شهرزوری یک بار (شماره ۵) در فهرست خود یاد کرده که به زبان عربی است و اکنون بار دوم در اینجا آورده‌است که به زبان پارسی است. (سهروردی خود این کتاب را به هر دو زبان نگاشته، یا به یک زبان نگاشته و سپس به زبان دیگر ترجمه کرده‌است).

 

  • تسبیحات العقول و النفوس و العناصر. تنها در فهرست شهرزوری آمده‌است.
  • الهیاکل. این کتاب را شهرزوری در فهرست خود یکبار بنام (هیاکل النور) یاد کرده و می‌گوید به زبان عربی است و بار دیگر به عنوان الهیاکل آورده‌است و می‌گوید به زبان پارسی است. این را نیز سهروردی خود به هر دو زبان پارسی و عربی نگاشته‌است.
  • شرح الاشارات. پارسی است. تنها در فهرست شهرزوری آمده‌است.
  • کشف الغطاء لاخوان الصفا. این کتاب در فهرست ریتر آمده و در شهرزوری مذکور نمی‌باشد.

 

  • الکلمات الذوقیه و النکات الشوقیه، یا «رسالةالابراج» این کتاب نیز تنها در فهرست ریتر آمده‌است.
  • رساله (این رساله عنوان ندارد) تنها در فهرست ریتر آمده‌است. ریتر نوشته‌است: موضوع‌هایی که در این رساله از آن‌ها بحث شده، عبارت است از جسم، حرکت، ربوبیة (الهی) معاد، وحی و الهام.
  • مختصر کوچکی در حکمت: شهرزوری این را یاد نکرده، ولی در فهرست ریتر آمده‌است، و می‌گوید: سهروردی در این رساله از فنون سه‌گانه حکمت یعنی منطق، طبیعیات و الهیات بحث می‌کند.
  • شهرزوری و ریتر منظومه‌های کوتاه و بلند عربی از سهروردی نقل کرده‌اند که در موضوع‌های فلسفی و اخلاقی یا عرفانی است، نظیر قصیده عربی مشهور ابن سینا: سقطت الیک من… که مطلع یکی از آن‌ها این بیت است.
  • عقل سرخ

اشعار سهروردی

سهروردی شعرهای دوبیتی و قطعه نیز سروده است. ویژگی مهم شعرهای سهروردی، کوتاه و مختصر بودن است و معارف دین و قرآن و فلسفه را در بر می‌گیرد. اشعار سهروردی در کتاب‌ های او یافت می‌ شوند.

شعر زیر، معروف ترین شعر حکیم سهروردی است که از عربی به فارسی ترجمه شده است

عاشقان جز به یاد معشوق شاد نمی‌شوند / ‏و با ذکر معشوق جاودانه شادند

گرد آمدند و از دیدن خود غائب شدند / ‏ وقتی او را دیدند فریاد کشیدند و از هم پاشیدند

وقتی پرده‌های بقا کشف شد و در افتاد / ‏ فانی شدند و جانهایشان متلاشی گردید

اگر از عاشقان نیستید؛ همانند آنان باشید / ‏ همگونی با بزرگان، رستگاری است

علاوه بر این شهرزوری نوشته‌ است که شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی بر سبیل تفنن به فارسی نیز شعر می‌ گفته‌ است.

اشعار نسبتاً زیادی از او به زبان عربی در دست است. اشعار فارسی او بیشتر قطعه و دوبیتی هستند که برخی از آنها در متن داستان های فلسفی کوتاه او آمده‌اند.

این رباعی در تذکره‌ها از او مشهور است:

هان تا سر رشته خرد گم نکنی

خود را ز برای نیک و بد گم نکنی

رهرو توئی و راه توئی منزل تو

هشدار که راه خود به خود گم نکنی

3 جمله زیبا از سهروردی

– مشکلات کوچک را از راه بردار پیش از آنکه مشکلات بزرگ‌تر تو را دربرگیرند، و با قلبی بیدار و هوشیار رفتار کن و در جایگاه بزرگی قرار بگیر که تو پرتوی از نور می‌باشی

– ای انسان وجودت را به بهترین وجه تربیت کن، و آن را از پلیدی‌ها پاک گردان که ارزش کارها به ظاهرشان است

– از فکر پلید غافل نباش چون مانند سمی که خالص شده است با وجود میزان اندکش کشنده است و تو نباید بگذاری که نیروی پلیدی تو را ضعیف کند

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا