مجله اینترنتی تحلیلک

جمعه/ 22 تیر / 1403
Search
Close this search box.
شرح غزل 479 حافظ / صبح است و ژاله می‌ چکد از ابر بهمنی

شرح غزل ۴۷۹ حافظ / صبح است و ژاله می‌ چکد از ابر بهمنی

در این مطلب به غزل 479 حافظ با مطلع صبح است و ژاله می‌ چکد از ابر بهمنی پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.

غزل ۴۷۹ حافظ (صبح است و ژاله می‌ چکد از ابر بهمنی) به همراه شرح

شرح غزل ۴۷۹ حافظ / صبح است و ژاله می‌ چکد از ابر بهمنی

صبح است و ژاله می‌ چکد از ابر بهمنی
برگ صبوح ساز و بده جام یک منی

در بحر مایی و منی افتاده‌ ام بیار
می تا خلاص بخشدم از مایی و منی

خون پیاله خور که حلال است خون او
در کار یار باش که کاریست کردنی

ساقی به دست باش که غم در کمین ماست
مطرب نگاه دار همین ره که می‌ زنی

می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت
خوش بگذران و بشنو از این پیر منحنی

ساقی به بی‌ نیازی رندان که می بده
تا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنی

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 479 حافظ / صبح است و ژاله می‌ چکد از ابر بهمنی
شرح غزل ۴۷۹ حافظ / صبح است و ژاله می‌ چکد از ابر بهمنی

شرح غزل ۴۷۹ حافظ (شرح غزل صبح است و ژاله می‌ چکد از ابر بهمنی)

صبح است و ژاله می‌ چکد از ابر بهمنی
برگ صبوح ساز و بده جام یک منی

صبح است و باران از ابر بهمن ماه فرو می چکد، پس ای ساقی زاد و توشه شراب صبحگاهی را فراهم ساز و جام شراب یک منی را بده.

ژاله: باران

برگ: اسباب و وسایل، توشه

صبوح: شراب صبحگاهی

من: پیمانه ای به اندازه دو رطل

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

در بحر مایی و منی افتاده‌ ام بیار
می تا خلاص بخشدم از مایی و منی

در دریای خودبینی و تکبر گرفتار شده ام، شراب بیاور تا مرا از این تکبر رهایی بخشد.

مایی و منی: کنایه از غرور

خون پیاله خور که حلال است خون او
در کار یار باش که کاریست کردنی

خون پیاله را بنوش که خون او حلال است، به یار مشغول باش و به او توجه کن که تنها این کار شایسته انجام دادن است.

خون پیاله: شراب

در کار کسی بودن: کنایه از در فکر کسی بودن

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

ساقی به دست باش که غم در کمین ماست
مطرب نگاه دار همین ره که می‌ زنی

ای ساقی هوشیار و آگاه باش که غم در کمین ما نشسته است و ای مطرب همین آهنگی را که می نوازی، ادامه بده.

به دست بودن: کنایه از آگاه و هوشیار بودن

ره: راه، در اصطلاح موسیقی به معنی آهنگ و مقام

می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت
خوش بگذران و بشنو از این پیر منحنی

شراب بده که چنگ سر به گوش من آورد و گفت از من پیر خمیده قامت این پند را بشنو و روزگار را به عیش و شادی سپری کن.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

ساقی به بی‌ نیازی رندان که می بده
تا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنی

ای ساقی تو را به بی نیازی رندان وارسته سوگند می دهم که شراب بده تا از آهنگ مطرب هوالغنی را بشنوی.

مغنی: مطرب

هوالغنی: او بی نیاز است

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

تعبیر فال شرح غزل ۴۷۹ حافظ / صبح است و ژاله می‌ چکد از ابر بهمنی

دچار کبر و غرور شده‌ای، سعی کن خودت را از این خصوصیت اخلاقی خلاص کنی و از کارهای حرام دور کرده و به خدا نزدیک شوی. غرور و خودپرستی را کنار بگذار و با دوستان مهربان باش. روزگار به تندی سپری می‌شود. بهتر است به جای اینکه به غم و غصه‌های زندگی و هوا و هوس‌های گذرای این دنیا فکر کنی، شاد باشی و با دوستان و خانواده راحت و آسوده زندگی کنی. کاری را که در نظر داری، هرچه زودتر آغاز نما زیرا کاری شایسته انجام و هدفی دست یافتنی است.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

شعر اتفاقی شما

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x