مجله اینترنتی تحلیلک

چهارشنبه/ 5 اردیبهشت / 1403
Search
Close this search box.
«منک» یک روایت مستقل و خوش قواره

«منک» یک روایت مستقل و خوش قواره

ساقی سلیمانی منتقد سینما در نوشته ای به فیلم منک ساخته دیوید فینچر پرداخته است.

ساقی سلیمانی منتقد سینما در نوشته ای به فیلم منک ساخته دیوید فینچر پرداخته است. در ادامه این نوشته را به نقل از سینما جریان می خوانیم:

منک یک روایت مستقل و خوش قواره

«فیلم منک ساخته دیوید فینچر که انتظار می رود نامزد جوایز بسیاری در جشنواره های مهم فیلم شود، محصول ۲۰۲۰ نتفیلیکس است.

در برخورد اول با اثر و پیش از نمایش، آنچه که مخاطب از این اثر می دانست این بود که درباره فیلمنامه همشهری کین اورسن ولز است، اما این اثر به قدری استخوان دار از آب در آمده که نه تنها باید آن را از سایه صرفا این ماجرا کمی خارج کرد و به آن استقلال داد، بلکه می توان تفاوت بسیار زیادی بین این فیلم با دیگر فیلم های فینچر دید.

از نظر تکنیک های تصویر چند امتیاز ویژه برای این فیلم وجود دارد. اول از همه سیاه و سفید بودن فیلم و با آتالوناژ به سبک سوپر هشت بازسازی کردن حس و فضای بصری فیلم های آنزمان هالیوود برای مخاطب. دوم استفاده از چند دوربین ثابت برای زوایای مختلف هر صحنه و نزدیک شدن میزانسن ها به عکس. سوم شخصیت دوربین و تغییر زاویه دید آن نسبت به حال روایی فلش بک ها یا صحنه های زمان روایت و حفظ نفس واقعی سینما که روایت سوم شخص است.

روایت در این فیلم ما را با فضایی مشابه آنچه که مستند داستانی از آن یاد می کنیم، مواجه می کند یا در ژانر بیوگرافی (البته این برشی زمانی از زندگی منک است) و برای بازسازی موقعیت شخصیت اصلی مانک یعنی هرمن جی منکویتس بخش پژوهشی فیلم بسیار عملکرد قابل دفاعی داشته، برای این ادعا اشاره به طنز شخصیت منک و دیالوگ ها و مونولوگ های جذابش می کنم، گری اولدمن با بازی بی نظیری که ارائه داد بدون شک از متن خوبی هم الهام گرفت و این متن و خصوصا بخش اصطلاحات و شوخی های آن با پژوهش از مصاحبه ها و گفتگوهای بسیاری با شخصیت های سینمایی آن دوران و حتی دوره های نزدیک تر به دست آمده از وودی آلن تا هیچکاک تقریبا از طنازی های بسیاری از این افراد برای جذابیت های متن و شخصیت پردازی منک بهره برداری شده است.

در شخصیت پردازی شخصیت های مکمل زن و مرد هم همین قدرت با کمی شیب ملایم از شخصیت اصلی وجود دارد و اینطور است که فیلم ما یک قهرمان واحد دارد و او نویسنده است.

منک و هدف ساخته شدنش گویا همین است، دیده شدن نویسنده حتی پس از چندین دهه و قدردانی از او با دلایل بسیار، گویا فیلم نه صرفا ادای دین به منکویتس که به تمام نویسنده های پشت پرده هالیود تا تمام سینمای جهان است و در این کار موفق هم عمل کرده.

همبن عدم وابستگی مستقیم و یادآوری های کسل کننده از سوژه اصلی یعنی ماجرای نوشتن همشهری کین و حفظ استقلال اثر می تواند از نقاط قوت اصلی فیلم باشد و کمااینکه گریزی نزدن به همشهری کین برای مخاطبی که با آن اثر مواجه نشده هم ممکن است از نظر برخی منتقدین ضعف به چشم بیاید اما بعید به نظر می رسد خلع خاصی احساس شود و لذتی از فیلم را کم کند.

مسئله ایجاد کردن در فیلم به فراخور حرفه مانک یعنی نویسندگی و فیلمنامه نویسی بسیار به چشم می آید و در شکل و شمایل بهتر و قوام یافتن درام کمک می کند، مثلا مسئله ددلاین و آخرین فرصت و تقابل آن با گلدن تایم خلاقیت در یک نویسنده که اینجا با ماجرای داروی خواب و کش مکش های این ماجرا یک مجموعه جذاب مسئله سازی و گشایش را پیش روی مخاطب گذاشته است که در کنار بازی های بسیار خوب پکیج شیرینی می شود برای فیلمی بلند که باید ریتم خود را طوری تنظیم کند که مخاطب پیگیری را رها نکند.

در همین راستا تدوین به کمک روایت و کارگردانی، برای چیدن درست فلش بک ها و خرده پیرنگ ها در کنار ستون فقرات اصلی داستان (در مدیوم تصویر) خروجی شسته رفته ای به دست داد.

گریزهای داستان به روابط اجتماعی و نگاه اجتماعی سیاسی منک در رسیدن به شخصیت مطلوب، یعنی شخصیت یک نویسنده متعهد به خود، به خوبی شکل گرفت.

در عین حال ما با جامعه سیاسی و اجتماعی و جهان رخدادهای آن هم درگیر و آشنا می شویم و بسا نسبت به سرنوشت شخصیت های کناری داستان هم پیگیر و دغدغه مند.

در روایت این بخش هم به مرتبط بودن موضوعات بسیار توجه شده تا فلش بک ها حالت کلاژ ناشیانه پیدا نکند و هضم در متن داستان شود و خب می توان گفت روایت و ریتم آن یکدستی خاصی با بازی ها و حتی طراحی تصویری، صدا، آکساسوار صحنه و لباس داشته و این قدرت کارگردانی را در عین حال شناخت کارگردان از فیلم های کلاسیک را می رساند.

آنچه مسلم است فیلم اثری مستقل خواهد ماند و شانس بسیاری در دیده شدن در جشنواره ها و بازار جهانی فیلم را دارد، و البته از آن دست فیلم های خارجی است که سال هاست جایشان بر پرده سینمای ایران هم خالی مانده.»

ساقی سلیمانی

منتقد فیلم

 

 

بیشتر بخوانید

حکایت فرمان آرا

یک لوکیشن ساده / نقد و بررسی فیلم کوتاه «یک آرایش ساده»

قهرمان از هر جهت / نقد و بررسی مستند «قهرمان»

بیمه آری؟ بیمه نه؟ / نقد و بررسی مستند «زیر این چتر باران می بارد»

آنچه می دانیم و آنچه نمی دانیم /نقد و بررسی مستند «بر کرانه های کاسپین»

نقد و بررسی مستند «فریاد بلوط»

وقتی «هنوز» همه خوابیم / به بهانه زادروز بهرام بیضایی

انجمن سینمای جوانان بیش از نیم قرن /با مرور کارنامه فعالیت مجید برزگر با انجمن 

مرا ببوس، اکسیر جاودانگی گلنراقی / نقد و بررسی مستند «مرا ببوس»

حمیدِ هما، همای حمید / نقد و بررسی مستند «حمیدِ هما»

«جشنواره فیلم فجر» کما فی السابق

زندگی پیش رو ۱۹۷۰ تا ۲۰۲۰ / بررسی فیلم «زندگی پیش رو»

پایان فجر و بی توجهی ممتد به سینمای هنری، داستانی تلخ و دنباله دار…

 

مجله اینترنتی تحلیلک

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x