یکشنبه/ 14 آذر / 1400

شرح غزل 185 حافظ / نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

شرح غزل 185 حافظ / نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

در این مطلب به غزل 185 حافظ با مطلع نقدها را بود آیا که عیاری گیرند پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp

غزل 185 حافظ (نقدها را بود آیا که عیاری گیرند) به همراه شرح

شرح غزل 185 حافظ / نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
تا همه صومعه داران پی کاری گیرند

مصلحت دید من آن است که یاران همه کار
بگذارند و خم طره یاری گیرند

خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی
گر فلکشان بگذارد که قراری گیرند

قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش
که در این خیل حصاری به سواری گیرند

یا رب این بچه ترکان چه دلیرند به خون
که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند

رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد
خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند

حافظ ابنای زمان را غم مسکینان نیست
زین میان گر بتوان به که کناری گیرند

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 185 حافظ / نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
شرح غزل 185 حافظ / نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

شرح غزل 185 حافظ (شرح غزل نقدها را بود آیا که عیاری گیرند)

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
تا همه صومعه داران پی کاری گیرند

آیا روزی خواهد آمد که سکه های اعمال و عبادات را بسنجند تا همه صوفیان و زاهدان ریاکار پی کار خود بروند؟

نقد: سیم و زر، سرمایه

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

مصلحت دید من آن است که یاران همه کار
بگذارند و خم طره یاری گیرند

صلاح را در این می بینم که دوستان همه کارها را رها کنند و زلف تابدار و پیچیده معشوق را بگیرند. به عبارت دیگر مصلحت در این است که صومعه داران و صوفیان ریاکار دست از خانقاه و زهد ریایی بکشند و به کار عشق بپردازند و در حلقه عارفان و عاشقان وارد شوند.

خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی
گر فلکشان بگذارد که قراری گیرند

اگر گردش روزگار بگذارد که عیش و عشرت یاران باده نوش دوام بیابد و در کنار یار به آرامش و قرار برسند، آنها چه خوب و خوش زلف زیبای معشوق را در دست گرفتند و به وصالش رسیدند.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش
که در این خیل حصاری به سواری گیرند

قدرت تقوا و پاک دامنی ظاهری خود را به رخ زیبارویان نکش و بیهوده جلوه گری نکن که در گروه آنها سواران چالاک و ماهری هستند که قادرند یک تنه قلعه ای را تسخیر کنند.

خیل: سپاه و لشکر

حصار: قلعه

یا رب این بچه ترکان چه دلیرند به خون
که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند

خدایا این ترک زادگان زیبارو در ریختن خون عاشقان چه گستاخ و بی باک هستند که هر لحظه با تیر مژگان عاشقی را شکار می کنند و اسیر عشق خود می سازند.

ترکان: ترک در شعر فارسی مظهر زیبایی و غارتگری است.

رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد
خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند

رقصیدن با آوای نی به همراه شعر لطیف و زیبا چه خوب و خوش است به خصوص اینکه دست زیبارویی را هم در دست بگیرند.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

حافظ ابنای زمان را غم مسکینان نیست
زین میان گر بتوان به که کناری گیرند

ای حافظ مردم روزگار غم بیچارگان را نمی خورند پس همان بهتر که مسکینان تا می توانند از آنها دوری کنند و گوشه را برگزینند و یا آنان را ترک کنند و معشوقی را در آغوش بگیرند.

ابنا: فرزندان، پسران

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا