چهارشنبه/ 6 بهمن / 1400

غزل 399 حافظ (کرشمه‌ ای کن و بازار ساحری بشکن) به همراه شرح

شرح غزل 399 حافظ / کرشمه‌ ای کن و بازار ساحری بشکن

در این مطلب به غزل 399 حافظ با مطلع کرشمه‌ ای کن و بازار ساحری بشکن پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp

غزل 399 حافظ (کرشمه‌ ای کن و بازار ساحری بشکن) به همراه شرح

شرح غزل 399 حافظ / کرشمه‌ ای کن و بازار ساحری بشکن

کرشمه‌ ای کن و بازار ساحری بشکن
به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن

به باد ده سر و دستار عالمی یعنی
کلاه گوشه به آیین سروری بشکن

به زلف گوی که آیین دلبری بگذار
به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن

برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس
سزای حور بده رونق پری بشکن

به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر
به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن

چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد
تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن

چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ
تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 399 حافظ / کرشمه‌ ای کن و بازار ساحری بشکن
شرح غزل 399 حافظ / کرشمه‌ ای کن و بازار ساحری بشکن

شرح غزل 399 حافظ (شرح غزل کرشمه‌ ای کن و بازار ساحری بشکن)

کرشمه‌ ای کن و بازار ساحری بشکن
به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن

ناز و غمزه ای کن و بازار سحر و جادوگری را از رونق بینداز و با عشوه و دلبری رواج و شهرت سامری را بی اعتبار کن.

بازار: کنایه از رونق و رواج

ساحری: جادوگری

ناموس: شهرت و آوازه

به باد ده سر و دستار عالمی یعنی
کلاه گوشه به آیین سروری بشکن

سر و دستار همه مردم عالم را نابود و پریشان کن. یعنی به رسم سروری و بزرگی گوشه کلاهت را بشکن و ناز و تفاخر بفروش.

به باد دادن: کنایه از پریشان و نابود کردن

آیین: شیوه و روش

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

به زلف گوی که آیین دلبری بگذار
به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن

به گیسوی پریشان و زیبایت بگو که دیگر دست از دلبری و عشوه گری بردارد و به ناز و عشوه چشم دل فریبت بگو که قلب جور و ستمگری را بشکند.

برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس
سزای حور بده رونق پری بشکن

با ناز و عشوه بیرون بیا و در زیبایی و دلربایی بر همه کس سبقت بگیر و با این کار سزای حور بهشتی را بده و زیبایی پری را از رونق بینداز.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر
به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن

برخلاف اینکه در طبیعت شیر آهو را شکار می کند، تو با چشمان آهو مانند زیبایت شیر آفتاب را با همه زیبایی و درخشندگی شکار کن و با ابروهای کمانی خود قوس مشتری را درهم بشکن و از رونق بینداز.

نظر: نگاه، چشم

شیر آفتاب: آفتاب به شیر مانند شده است و نیز اشاره است به اینکه در نجوم برج اسد، خانه آفتاب است و مراد از شیر برج اسد، خانه خورشید است که از برج های دوازده گانه فلک البروج است و هنگامی که خورشید به این خانه می رسد، نور و قوت می یابد.

دوتا: خمیده

چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد
تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن

هنگامی که گیسوی سنبل از وزش باد صبا به هر جا عطرافشانی می کند، ای معشوق تو با زلف زیبا و معطرت آن را بی قدر و قیمت کن و از رونق بینداز.

عطرسای: خوشبو کننده و معطر

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ
تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن

ای حافظ وقتی بلبل به فصاحت خود می نازد و فخر می فروشد تو با شعر شیوا و فصیح دری خود، آن را بی ارزش و اعتبار کن.

عندلیب: بلبل

فصاحت: زیبا سخن گفتن

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

siha
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x