بررسی و تأمل در قابوس نامه عنصرالمعالی

عنصرالمعالی مردی دانشمند بود و آگاهی های خود از مباحث مختلف را در قالب کتاب قابوس نامه ریخت تا بعد از مرگش پسرش گیلانشاه آنها را به کار بندد.

قابوس نامه عنصرالمعالی

در ادامه مطالب پیرامون زبان و ادبیات فارسی این بار نگاهی به قابوس نامه می اندازیم.

عنوان پیشین که رزق و روزی در ادبیات بود را در ده مقال بررسی کردیم که به اشعار و آثار فردوسی، عطار، خاقانی، نظامی، مولوی، سعدی، عبیدزاکانی، سلمان ساوجی، حافظ، اسدی طوسی، اوحدی مراغه ای، شیخ محمود شبستری، هَجویری، رضی الدین آرتیمانی و بیدل دهلوی پرداختیم.

قابوس نامه اثر عنصرالمعالی کیکاوس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر بن زیار، امیر دانشمند خاندان زیاری است. این کتاب در سال ۴۷۵ هجری نوشته شده است. عنصرالمعالی مردی دانشمند بود و آگاهی های خود از مباحث مختلف را در قالب کتاب قابوس نامه ریخت تا بعد از مرگش پسرش گیلانشاه آنها را به کار بندد.

برخی میگویند که عنصرالمعالی اسم کتاب خود را نصیحت نامه نامیده بود که بعدها به قابوس نامه تغییر پیدا کرده است.

دکتر غلامحسین یوسفی در پیشگفتار کتاب گزیده قابوس نامه می فرمایند:

پس از آنکه خاورشناس آلمانی، دیتس، کتاب قابوس نامه را از روی روایت های ترکی به زبان آلمانی درآورد و به سال ۱۸۱۱ میلادی در برلین به چاپ رسانید این ترجمه آلمانی قابوس نامه از جمله آثاری بوده که گوته، شاعر بزرگ آلمان، پیش از سرودن دیوان شرقی و غربی مطالعه می کرده و با مترجم آن نیز مکاتبه داشته و در آشنایی گوته با ادبیات فارسی و فرهنگ ایران مؤثر افتاده است.

همانطور که پیشتر گفته شد عنصرالمعالی این کتاب را در چهل و چهار باب برای فرزند خود گیلانشاه به نگارش درآورد.

شادروان ملک الشعرای بهار این کتاب را به منزله مجموعه ای از تمدن اسلامی پیش از مغول دانسته اند.

 

متن کتاب

چَنین گوید جمع کننده این کتاب پندها، الامیر عَنصرالمعالی کیکاووس ابن اسکندر بن قابوس بن وَشمگیر مولی (۱) امیرالمؤمنین، با فرزند خویش گیلان شاه. بدان ای پسر که من پیر شدم و ضعیفی (۲) و بی نیرویی و بی توشی بر من چیره شد و منشور عزل زندگانی را از موی خویش بر روی خویش کتابتی همی بینم (۳) که این کتابت (۴) را دست چاره جویان بستردن نتواند.(۵)

پس ای پسر چون من نام خویش را در دایره گذشتگان یافتم روی چنان دیدم (۶) که پیش ازان که نامهٔ عزل به من رسد نامه ای دیگر در نکوهش روزگار و سازش کار و بیش بهرگی جَستن از نیک نامی یاد کنم و تو را ازان بهره کنم (۷) بر موجب مهر خویش، تا پیش ازان که دست زمانه تو را نرم کند تو خود بچشم عقل در سخن من نگری فزونی یابی و نیک نامی در دو جهان، و مبادا که دل تو از کار بستن باز ماند که آنگه از من شرط پدری آمده باشد (۸)، اگر تو از گفتار من بهره نیکی نجویی جویندگان دیگر باشند که شنودن و کار بستن نیکی غنیمت دارند.

پس آنچه از موجب طبع خویش یافتم در هر بابی سخنی چند جمع کردم و آنچه بایسته تر بود و مختصرتر در این نامه نبشتم. اگر از تو کاربستن خیزد (۹) خود پسندیده آمد و الّا من آنچه شرط پدری بود بجای آورده باشم که گفته اند که: برگوینده جز گفتار نیست و چون شنونده خریدار نیست جای آزار نیست.(۱۰)

 

در این مقال به معرفی قابوس نامه پرداخته شد و در مطالب بعدی به چهل و چهار باب کتاب می پردازیم.

 

 


 

۱.بنده

۲.ضعف

۳.موی سپید من بمنزله ی فرمان برکناری از زندگانی است که بر روی من نوشته اند

۴.نوشته ، دست نوشته

۵.پاک کردن و عوض کردن آن ممکن نیست

۶.مصلحت چنان دیدم

۷.بهره مند کنم

۸.من شرط پدری را در راهنمایی تو به جای آورده باشم

۹.بکار بندی

۱۰.گوینده جز گفتن کاری ندارد اگر شنونده نپذیرد جای رنجش نیست

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا