فیلم و سینما گرافیک نقد و بررسی فیلم هنر

تجزیه و تحلیل رنگ فیلم درخشش (The Shining)

منتقدان غالباً خاطرنشان کردند که The Shining به نوعی نسخه الهام گرفته و درخشان کوبریک از کارتون Roadrunner است، و کوبریک مطمئناً با استفاده از سه نمونه جداگانه کارتون در این فیلم، به آن اشاره می کند. شلیک انتهایی به دنی در حمام آپارتمان در ابتدای فیلم، تعدادی برچسب شخصیت کارتونی روی دیوار و رنگهای روشن در فیلم مطمئناً شبیه رنگ های کارتون Roadrunner هستند.

قرمز

رنگ قرمز یک ویژگی بسیار برجسته در طول فیلم دارد، که به معنای نمادی از جنبه مهم فیلم The Shining است. یکی از اولین نمونه های رنگ قرمز، جایی است که دنی به تنهایی دارت بازی می کند، و هر سه دارت دارای یک دم قرمز روشن است. رنگ قرمز در صحنه هایی از فیلم به طرز چشمگیری دیده می شود، مانند زمانی که جک برای اولین بار به لابی هتل می رود تا مصاحبه خود را انجام دهد. ستون های موجود در لابی بر خلاف بقیه زمینه ها بسیار قرمز است. هنگامی که خانواده به تور هتل می روند، در اطراف اتاق ها چندین اشیاء قرمز روشن وجود دارد.

رنگ قرمز به نمایندگی از شیطان است و از این رنگ استفاده می شود تا نشان دهد وجود شیطانی خانواده را محاصره کرده و در طبیعت خود هتل یکپارچه شده است. در ابتدای فیلم، قدرت شیطان وقتی با دوست خیالی دنی، تونی آشنا می شویم احساس می شود، زیرا رفتار دنی را بسیار مرموز کرده است و به دنی می گوید چه کارهایی انجام دهد. این واقعیت که تونی به دنی می گوید چه کارهایی را انجام دهد نشان دهنده تصویری از شهادت قدیمی مار است که آدم و حوا را برای خوردن میوه ممنوعه وسوسه می کند. با ادامه فیلم، شرارت در هتل بیشتر می شود و در کنار این پرخاشگری، رنگ قرمز بسیار بیشتر به چشم می آید.

ایده شیطان در این فیلم احتمالاً این سؤال است که آیا خوب و شر ویژگی های ذاتی شخص هستند یا افراد تحت تأثیر قرار می گیرند که خوب یا بد شوند؟ به نظر می رسد دنی تحت تأثیر شر است، اما هنوز هم نشانه های خوب بودن را دارد و در واقع نمی خواهد به مردم آسیب برساند، بلکه این تونی است که می خواهد به خانواده آسیب برساند. بنابراین این مسئله برای این بحث مطرح می شود که طبیعت بر تأثیر غالب است. با این حال، در مورد جک می بینیم که مردی با شخصیت پیچیده در شوق کشتن، تحت تأثیر ارواح شیطانی برای قتل خانواده اش قرار دارد، که شاید با آنچه که حدس می زنیم ماهیت واقعی اوست، مطابقت ندارد، بنابراین تأثیر قدرت بیشتری نسبت به ذات طبیعی جک دارد.

هتل نیز در کل دارای نقوش قرمز و آبی است. در هتل از رنگ قرمز روشن استفاده شده تا یک محیط شیطانی ایجاد کند و به طور موثری بی گناهی رنگ های کارتونی روشن را از طریق تأثیر نوردهی و زمینه به این رنگ ها نشان دهد.

 

در داخل سالن اجتماعات هتل، رنگ قرمز بسیار وجود دارد که خونریزی را پیش بینی می کند و همچنین ممکن است با نحوه اطمینان شخصیت جک در صحنه بعدی به قتل همسر و فرزندش پیوند یابد. رنگ قرمز همچنین ممکن است استنباط کند که وضعیت روانی جک در وضعیت بحرانی و خطرناکی قرار دارد و ممکن است او را به سمت انجام کارهای خطرناک سوق دهد.

خون به معنای واقعی کلمه در همه جای فیلم وجود دارد، و همه جا بودن آن اغلب به عنوان ابزاری برای پیش بینی و یا چشمک زدن به خشونت هایی که هتل را تعریف می کند، قرار می گیرد. خون به ویژه در صحنه ای نمادین و افسانه ای از آسانسور خارج می شود که بسیار قابل توجه است.

راهروی شش ضلعی که در آن درهای قرمز رنگ قرار دارد به مخاطب هشدار می دهد و مخاطب را مجبور می کند تا از نظر عاطفی، احساس عصبانیت کند و باعث افزایش فشار خون او شود. دنی در وسط راهرو قرار دارد و همه چیز در اطراف او عجیب است.

تقریباً در پایان فیلم، دنی کلمه REDRUM  را روی درب حمام با رژ لب قرمز مادرش می نویسد، تا به وندی هشدار قتل و کشتن دهد.

رنگ قرمز همچنین در کل فضای توالتی است که دلبرت گریدی با جک صحبت می کند تا او را به قتل خانواده خود متقاعد کند.

سبز

در ابتدای فیلم جک را میبینیم که برای مصاحبه کت و شلوار خاکستری رنگی را با یک کراوات سبز پوشیده که در این سکانس متوجه می شویم جک هنوز تحت تاثیر عوامل شیطانی قرار نگرفته است.

زمانی که وندی و دنی وارد هزارتو می شوند، کت های قرمز و دستکش پوشیده اند، که در تضاد کاملی با شاخ و برگهای سبز رنگ که از دیوارهای ساده و بلند تشکیل شده، هستند.

در سکانسی دیگر آشپز هتل، دیک، در رختخوابش دراز کشیده است. روتختی و بالش او به رنگ یک جنگل سبز یکنواخت است.

بارزترین نمونه رنگ سبز اتاق ۲۳۷ است که جک وارد آن می شود و زنی را در وان حمام میبیند، روشنایی در حمام مستقیم از نور بالای سر زن می آید و این یک فضای بسیار سرد و بالینی را در صحنه ایجاد می کند. هر چند رنگ سبز سرسبزی و نشاط می آورد اما در اینجا رنگ سبز نشانه  ذهن بیمار و پیچیده جک است. جک زن را در آغوش می گیرد، چشمان خود را می بندد و زمانی که آنها را باز می کند، زن به یک جسد زنده و پوسیده تغییر می کند. جک چشمان خود را باز می کند و قسمت تاریک و پیچیده واقعیت خود را می بیند که چگونه کسی می تواند با بستن و باز کردن چشمان خود، به شخصیت دیگری تبدیل شود. به صورت دیگر زن نمادی از شیطانی است که جک را در بر گرفته است.

آبی

دیک پیراهن آبی پوشیده است، پیراهن آبی به وضوح به اهمیت او در خارج از شخصیت های دیگر اشاره می کند، اما او نیز در رنگ هایی که تاکنون از طریق فیلم با آنها روبرو شده ایم ظهور می کند.

در طول مصاحبه جک، کوبریک در یک صحنه موازی وندی را نشان می دهد که با دکتر صحبت می کند. وندی در این صحنه، لباس آبی روشن، پیراهن و جوراب قرمز پوشیده، زیرا او توضیح می دهد که چیزی از جک بروز داده شده که پسرش را درگیر کرده است.

استوارت اولمان، مدیر هتل، کت و شلوار آبی تیره و کراوات قرمز رنگی پوشیده و این در حالی است که با جک، گذشته وحشتناک Overlook را به اشتراک می گذارد. (توجه داشته باشید که پرچم روشن آمریکا نیز در کنار اولمان قرار دارد – بسیاری از علاقه مندان کوبریک در این فیلم به دنبال پیامی در مورد ایالات متحده هستند، و شاید نشانه های بصری کافی برای دلالت بر این موضوع وجود داشته باشد.)

در سکانسی دیگر دنی در حال بازی لباس آبی پوشیده که فضای سفید در پس زمینه تصویر است، به همین دلیل رنگی بارز نسبت به اطراف او نیست و احساس جدی بودن و  متفاوت بودن دنی است.

در اینجا دوقلوها را می بینیم که لباس آبی بسیار روشن را بر تن دارند و این رنگ آبی معصومیت و بی گناهی دوقلوها را نمایش می دهد.

وندی و دنی که با لباس آبی و قرمز روشن خود دیده می شوند نیز قربانیان بی گناه هستند. تعبیر این است که چگونه می توان نزول جک را به جنون نسبت داد و به حسادت او نسبت به آن بی گناهی، به ویژه حسادت به پسرش پرداخت؟ جک سعی می کند تا از کودکی عقب بماند “همه کارها و هیچ بازی باعث نمی شود جک پسر کسل کننده ای شود” این جمله ای است که جک می گوید، ولی بزرگسالی مانع او می شود. این تئوری هنگامی که خانواده تور هتل خود را می گذرانند به صورت بصری نمایش داده می شود.

 

جک نیز لباس قرمز و آبی می پوشد، اما همیشه با سایه های تیره تر در تضاد با لباس های وندی و دنی به نمایش در می آید. و این نشان دهنده شرارت و شیطانی شدن جک است.

شاید اهمیت پوشیدن کت قرمز جک با تحول ذهنی که به نظر می رسد بلافاصله پس از حرکت به Overlook اتفاق می افتد، همزمان باشد. از این گذشته، وندی می فهمد که تمام آنچه را که جک از زمان جابجایی انجام داده، با همان عبارت “همه کارها و هیچ بازی، جک را کسل کننده نمی کند”. شاید این ایده برای به دست آوردن زندگی خانواده اش به محض ورود به هتل به مغز او وارد شود، و این تنها زمانی طول می کشد که سبک زندگی “کسل کننده” او به “بازی” تبدیل شود.به نظر می رسد ظهور تصاویر قرمز ممکن است همزمان با وضعیت ذهنی جک باشد.

نظریه این است که سبز نیروی طبیعت را نشان می دهد، و سرما برف زمستانی است که این نیروی مثبت را از بین می برد.

این برف است که نقش اصلی را در فیلم بازی می کند، به این دلیل که هتل Overlook به اندازه ای از همه جا جدا شده و تنها پس از باریدن برف است که فیلم شروع به چرخش زشت و ترسناک می کند. در پایان جک، چه چیزی را دریافت می کند؟

فیلم ها اغلب برای ایجاد یک لحن یا مضمون از رنگ ها استفاده می کنند و مطمئناً این فیلم برای رساندن مفهوم کامل به مخاطب بسیار برجسته و درخشان عمل کرده است.

 

امیدواریم از این مقاله لذت برده باشید و توانسته باشیم نمایشی متفاوت از فیلم The Shining را در اختیار شما قرار دهیم.

نوشته های مرتبط

معرفی فیلم روزی زیبا در محله ( A Beautiful Day in the Neighborhood )

محمد زکی زاده

معرفی انیمیشن درون-بیرون (Inside-Out)

بهناز بختیاری

معرفی فیلم اشباح گویا ( Goya`s Ghosts )

بهناز بختیاری

دیدگاه خود را ثبت کنید