چهارشنبه/ 31 شهریور / 1400

معرفی کتاب «پدران و پسران» نوشته ایوان تورگنیف

درباره نویسنده

معرفی کتاب پدران و پسران ایوان تورگنیف
معرفی کتاب پدران و پسران ایوان تورگنیف

ایوان سرگئی‌یویچ تورگنیف (زاده ۹ نوامبر ۱۸۱۸ در استان اریول، روسیه – درگذشته ۳ سپتامبر ۱۸۸۳ در بوگیوال؛ حوالی پاریس) رمان‌نویس، شاعر و نمایشنامه‌نویس روس بود که نخستین بار کشورهای غربی را با ادبیات روسی آشنا کرد.

آثار او تصویری واقع‌گرایانه و پر عطوفت از دهقانان روس و بررسی تیزبینانه‌ای از طبقه روشنفکر جامعه روسیه که در تقلای سوق‌دادن کشور به عصری نوین بودند، ارائه می‌دهد.

بیشتر بخوانید: معرفی کتاب خوشه های خشم نوشته جان اشتاین‌ بک

درباره کتاب پدران و پسران

«پدران و پسران» نوشته ایوان تورگنیف قصه‌ بسیار ساده‌ای دارد و در بستری خانوادگی شکل می‌گیرد. داستان از جایی آغاز می‌شود که نیکلای پترویچ کیرسانف منتظر پسر جوانش آرکادی است که از دانشگاه فارغ التحصیل شده و در حال بازگشت به خانه است. در چند صفحه ابتدایی داستان ما با آقای کیرسانف و پیشینه‌اش آشنا می‌شویم و نویسنده شخصیت پدرانه‌ی او را برای خواننده ترسیم می‌کند.

سپس خواننده با ورود آرکادی مواجه می‌شود. یک استقبال بسیار گرم و پدرانه اتفاق می‌افتد و بعد آرکادی دوستش یوگنی واسیلیویچ بازارف را به پدر معرفی می‌کند. ادامه‌ی داستان با تعامل خانواده‌ی کیرسانف و بازارف شکل می‌گیرد.

کتاب پدران و پسران سال 1862 در مسکو منتشر شد و پنج سال بعد برای اولین بار به انگلیسی برگردانده شد. از آن زمان تا کنون پدران و پسرانِ ایوان تورگنیف در بسیاری از کشورهای دنیا ترجمه و منتشر شده است. در بعضی از ترجمه‌ها این کتاب، پدران و فرزندان نامیده شده است.

برشی از کتاب «پدران و پسران»

هنگامی که بازارف پس از قول‌های پی‌ در پی که راجع به مراجعت خود تا یک ماه دیگر داد، از آغوش کسانی که وی را به زحمت رها می‌کردند آزاد شد و در کالسکه نشست، هنگامی که اسب‌ها به راه افتادند و زنگوله‌ها به صدا درآمد و چرخ‌های کالسکه به گردش افتاد، هنگامی که بدرقه کردن مسافرین با چشم دیگر معنی نداشت و گرد خاک راه خوابید، تیموفئیچ لرزان و قوز کنان به خانه رفت، هنگامی که والدین پیر در خانه‌ای که گویی ناگهان فرتوت و فشرده شده بود تنها ماندند، واسیلی ایوانویچ که تا چند لحظه پیش مردانه در جلوی خانه ایستاده بود و دستمال خود راتکان می‌داد، در صندلی فرو رفت و سر خود را به زیر انداخت و زمزمه کنان گفت: مارا ترک کرد، بلی ترک کرد، حوصله‌اش با ما سر رفت. اکنون مانند انگشت یکه و تنها مانده‌ام.

 

امیدواریم از مطالعه کتاب «پدران و پسران» نوشته ایوان تورگنیف لذت ببرید و برای مطالعه سایر معرفی کتاب ها به بخش معرفی کتاب مراجعه کنید.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا