شنبه/ 16 فروردین / 1404
باب سوم گلستان

حکایت یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت مصطفی فرستاد

در این مطلب حکایت یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت مصطفی فرستاد را به همراه معنی کامل برای شما آورده ایم. امیدواریم از مطالعه این مطلب لذت ببرید.

حکایت یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت مصطفی فرستاد

یکی از ملوک عجم طبیبی حاذقماهر(۱) به خدمت مصطفی، صلی الله علیه و سلم، فرستاد.

سالی در دیار عرب بود، کسی تجربتیآزمایش(۲) پیش وی نبرد و معالجتی از وی در نخواست. پیش پیغامبر، علیه السلام، رفت و شکایت کرد که مرا برای معالجت اصحاب فرستاده‌اند و کسی در این مدّت التفاتیتوجه(۳) نکرد تا خدمتی که بر بنده معین استتعیین شده است(۴) بجای آورد.

خواجه، علیه السلام، فرمود: این طایفه را طریقتی است که تا اشتها غالب نباشد نخورند و هنوز اشتها باقی باشد که دست از طعام بدارند.

حکیم گفت: موجب تندرستی این است. زمین خدمت ببوسید و برفت.

حکایت یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت مصطفی فرستاد
حکایت یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت مصطفی فرستاد

حکایت یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت مصطفی فرستاد

سخن آنگه کند حکیم آغاز
یا سرانگشت سوی لقمه دراز

که ز ناگفتنش خلل زاید
یا زناخوردنش بجان آید

لاجرم حکمتش بود گفتار
خوردنش تندرستی آرد بار

معنی لغات و عبارت های دشوار

۱. ماهر، استاد

۲. آزمایش. کسی به عنوان آزمایش نزد او نرفت.

۳. توجه

۴. مقرر و تعیین شده است.

 

بیشتر بخوانید:

 

مجله اینترنتی تحلیلک

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x