از صمیم قلب بگو آمدم

0
از صمیم قلب بگو آمدم نامه ها و برنامه ها

آقای من! پیشانی صدق و اخلاص در درگاه دوست نه و از صمیم قلب بگو آمدم.

اگر گفتند: «این‌جا چرا آمدی؟»
بگو: «به کجا روم و به کدام در رو کنم؟»

این ره است و دگر دوم ره نیست
این در است و دگر دوم در نیست

اگر گفتند: «به اذن چه کسی آمدی؟»
بگو: شنیدم:

بر ضیافتخانه‌ی فیض نوالت منع نیست
در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته

اگر گفتند: «تا به حال کجا بودی؟»
بگو: «راه گم کرده بودم.»

اگر گفتند: «چه چیزی آورده‌ای؟»

بگو: «اوّلاً دل شکسته که از شما نقل است:

درکوی ماشکسته دلی می‌خرند وبس
بازارخودفروشی ازآن سوی دیگراست

و ثانیاً:

من گدایم چه توانم ببرم در بر شاه
طمع بخششم از درگه سلطان من است

و ثالثاً: الهی آفریدی رایگان، روزی دادی رایگان، بیامرز رایگان، تو خدایی نه بازرگان.»

اگر گفتند: «بیرونش کنید.»، بگو:

نمی‌روم ز دیار شما به کشور دیگر
برون ‌کنید از این ‌در درآیم از در دیگر

اگر گفتند: «این جرأت را از که آموختی؟»
بگو: «از حلم شما.»

اگر گفتند: «قابلیت استفاضه نداری.»
بگو: «قابلیت را هم شما افاضه می‌فرمایید.»

باز اگر از تو اعراض کردند، بگو:

«به والله به بالله به تالله
به حق آیه‌ی نصر من الله

که مو از دامنت دست بر ندیرم
اگر کشته شوم الحکم لله»

اگر گفتند: «مذنبی.»
بگو: «اوّلاً شنیدم شما غفارید، و ثانیاً من ملک نیستم آدم‌زاده‌ام،

و ثالثاً:

ناکرده گنه در این جهان کیست بگو
آن کس که گنه نکرده و زیست بگو

من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست بگو؟»

بخوانید!  زندگینامه بزرگان : نگاهی مختصر به زندگی ملاصدرای شیرازی به بهانه روز بزرگداشت ایشان

اگر گفتند: «این حرف ها را از کجا یاد گرفتی؟»
بگو:

بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود

این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

اگر گفتند: «چه می‌خواهی؟» بگو:

جز تو ما را هوای دیگر نیست
جز لقای تو هیچ در سر نیست

خوش‌تر از گفته‌ تو گفتاری
بهتر از دفتر تو دفتر نیست

دلگشاتر ز محضر قدست
محضر هیچ نیک محضر نیست

جان فزاتر ز نفحه‌ انست
نفحه مشک و عود و عنبر نیست

نامه ها برنامه ها
علامه حسن زاده آملی

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید