یکشنبه/ 18 مرداد / 1405
شعر کودکانه یه صابون کوچیک موچیک

شعر کودکانه یه صابون کوچیک موچیک

شعر کودکانه یه صابون کوچیک موچیک

 

یه صابون کوچیک موچیک
گریه می کرد چیلیک چیلیک

غصه می خورد همیشه
می گفت چرا صابون بزرگ نمی شه

هر روز دارم آب می خورم تَر می شم
ولی کوچیک تر می شم

رفتم پیشش نشستم
براش یه خالی بستم

گفتم من هم اون قدیما غول بودم
مثل تو خنگول بودم

کوچیک شدم که با تو بازی کنم
سُرت بدم سُرسُره بازی کنم

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

4 دیدگاه دربارهٔ «شعر کودکانه یه صابون کوچیک موچیک»

  1. سلام خیلی شعر زیبا و دلنشینی است و برای کودکان خیلی قشنگه امید وارم تمام کودکان این شعر زیبا را دوست داشته باشند
    باتشکر از نویسنده

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا