Category: داستان کوتاه

داستان کوتاه کشاورز بازنده

داستان کوتاه کشاورز بازنده

داستان کوتاه کشاورز بازنده / فردی از کشاورزی پرسید: آیا گندم کاشته‌ای؟ !کشاورز جواب داد: نه، ترسیدم باران نبارد. مرد پرسید: پس ذرت کاشته‌ای؟ کشاورز گفت: نه، ترسیدم ذرت‌ها را آفت بزند.

داستان کوتاه نابینا و چراغ از بهارستان جامی

داستان کوتاه نابینا و چراغ از بهارستان جامی

داستان کوتاه نابینا و چراغ از بهارستان جامی / نابینایی در شب تاریک چراغی در دست و سبویی بر دوش در راهی می رفت.فضولی به وی رسید و گفت: ای نادان روز و شب پیش تو یکسان است و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟

داستان از نشانه ها بی تفاوت رد نشو از مجموعه داستان های شیوانا

از نشانه ها بی تفاوت رد نشو / مجموعه داستان های شیوانا

داستان از نشانه ها بی تفاوت رد نشو شیوانا … هر چه هست فقط نشانه است و ما باید نسبت به نشانه ها بی تفاوت نباشیم. هر نشانه ای حاکی از اتفاقات متفاوت است که هر کدام از این اتفاقات می تواند خیر یا شر باشد.

ذکر حکایتی از تذکرة الاولیاء عطار نیشابوری

ذکر حکایتی از تذکره الاولیاء عطار نیشابوری

 تذکره الاولیاء عطار نیشابوری … عطار نیشابوری در تذکره الاولیاء در ذیل ذکر عبدالله بن مبارک  آورده است: عبدالله مبارک را پرسیدند: کدام خصلت در آدمی نافع تر است؟

داستان انفجار بزرگ / به بهانه زادروز هوشنگ گلشیری

داستان انفجار بزرگ / به بهانه زادروز هوشنگ گلشیری

داستان انفجار بزرگ هوشنگ گلشیری … هوشنگ گلشیری نویسنده معاصر ایرانی است که برخی از مورّخان ادبی او را از تأثیرگذارترین داستان‌نویسان معاصر زبان فارسی دانسته‌اند. در ادامه داستانی از هوشنگ گلشیری می خوانیم.

داستان کوتاه الاغ در لباس شیر

داستان کوتاه الاغ در لباس شیر

شاید ﯾﮏ ﺍﺣﻤﻖ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻮﺏ بتواند ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﺩﻫﺪ، اما ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺕ کوتاهی است ﭼﻮﻥ کافیست شروع کند به حرف زدن و ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺍﻭ، ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻟﻮ ﻣﯽﺩﻫﺪ…

Category: داستان کوتاه

داستان کوتاه کشاورز بازنده

داستان کوتاه کشاورز بازنده

داستان کوتاه کشاورز بازنده / فردی از کشاورزی پرسید: آیا گندم کاشته‌ای؟ !کشاورز جواب داد: نه، ترسیدم باران نبارد. مرد پرسید: پس ذرت کاشته‌ای؟ کشاورز گفت: نه، ترسیدم ذرت‌ها را آفت بزند.

داستان کوتاه نابینا و چراغ از بهارستان جامی

داستان کوتاه نابینا و چراغ از بهارستان جامی

داستان کوتاه نابینا و چراغ از بهارستان جامی / نابینایی در شب تاریک چراغی در دست و سبویی بر دوش در راهی می رفت.فضولی به وی رسید و گفت: ای نادان روز و شب پیش تو یکسان است و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟

داستان از نشانه ها بی تفاوت رد نشو از مجموعه داستان های شیوانا

از نشانه ها بی تفاوت رد نشو / مجموعه داستان های شیوانا

داستان از نشانه ها بی تفاوت رد نشو شیوانا … هر چه هست فقط نشانه است و ما باید نسبت به نشانه ها بی تفاوت نباشیم. هر نشانه ای حاکی از اتفاقات متفاوت است که هر کدام از این اتفاقات می تواند خیر یا شر باشد.

ذکر حکایتی از تذکرة الاولیاء عطار نیشابوری

ذکر حکایتی از تذکره الاولیاء عطار نیشابوری

 تذکره الاولیاء عطار نیشابوری … عطار نیشابوری در تذکره الاولیاء در ذیل ذکر عبدالله بن مبارک  آورده است: عبدالله مبارک را پرسیدند: کدام خصلت در آدمی نافع تر است؟

داستان انفجار بزرگ / به بهانه زادروز هوشنگ گلشیری

داستان انفجار بزرگ / به بهانه زادروز هوشنگ گلشیری

داستان انفجار بزرگ هوشنگ گلشیری … هوشنگ گلشیری نویسنده معاصر ایرانی است که برخی از مورّخان ادبی او را از تأثیرگذارترین داستان‌نویسان معاصر زبان فارسی دانسته‌اند. در ادامه داستانی از هوشنگ گلشیری می خوانیم.

داستان کوتاه الاغ در لباس شیر

داستان کوتاه الاغ در لباس شیر

شاید ﯾﮏ ﺍﺣﻤﻖ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻮﺏ بتواند ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﺩﻫﺪ، اما ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺕ کوتاهی است ﭼﻮﻥ کافیست شروع کند به حرف زدن و ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺍﻭ، ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻟﻮ ﻣﯽﺩﻫﺪ…