باب اول گلستان سعدی؛ در سیرت پادشاهان(قسمت سوم)

0

یکی از ملوک شنیدم که شبی در عشرت(۱) روز کرده بود و در پایانِ مستی می گفت:

ما را به جهان خوشتر از این یک دم نیست

کز نیک و بد اندیشه و از کس غم نیست

درویشی برهنه، به سرما،  بیرون خفته بود بشنید و گفت:

ای آنان که به اقبال تو در عالم نیست

گیرم که غمت نیست، غم ما هم نیست؟

مَلِک را خوش آمد، صُرّه ای(۲) هزاردینار از روزن(۳) بیرون داشت و گفت: دامن بدار(۴) ای درویش.

گفت: دامن از کجا آرم که جامه ندارم.

مَلِک را برحال ضعیف(۵) او رقّت(۶) زیادت شد و خلعتی برآن مزید کرد و پیشش فرستاد.

درویش آن نقد و جنس(۷) را به اندک مدتی بخورد و پریشان کرد(۸) و بطمع بازآمد.

قرار برکف آزادگان نگیرد مال

نه صبر در دل عاشق، نه آب در غربال

در حالتی که مَلِک را پروای(۹) او نبود عرضه داشتند که فلان درویش ایستاده است. بهم آمد(۱۰) و روی درهم کشید(۱۱) و از این جا گفته اند اصحاب فِطنت(۱۲) و خُبِرت(۱۳) که از حدّت(۱۴) و سَورت(۱۵) پادشاهان برحذر باید بود که غالب همّت(۱۶) ایشان به مُعظَمات امور(۱۷) مملکت متعلق باشد و تحمل ازدحام عوام نکند.

حرامش بود نعمت پادشاه

که هنگام فرصت ندارد نگاه

مجال سخن تا نبینی زپیش

به بیهوده گفتن مبر قدر خویش

گفت: این گدای مُبَذِّر(۱۸) را که چندان نعمت به چندین مدت برانداخت(۱۹) برانید که خزینه ی بیت المال لقمه ی مساکین است نه طعمه ی اِخوان الشّیاطین.(۲۰)

ابلهی کو روز روشن شمع کافوری نهد

زود باشد کش به شب روغن نبینی در چراغ

بخوانید!
شاهنامه و ملیت ایرانی؛ به بهانه بزرگداشت حکیم فردوسی

یکی از وزرای ناصح گفت:ای پادشاهِ روی زمین چنین کسان را وجهِ کفاف(۲۱) بتفاریق(۲۲) مُجری باید داشت(۲۳) تا در نفقه(۲۴) اسراف نکنند. اما اشارت که فرمودی(۲۵) از زجر و منع(۲۶)، مناسب سیرت ارباب همّت(۲۷) نیست یکی را به لطف امیدوار کردن و باز به ناامیدی خسته گردانیدن.(۲۸)

به روی خود درِ طمّاع باز نتوان کرد

چو بازشد، بدرشتی فراز نتوان کرد

golestane3 1024x912 - باب اول گلستان سعدی؛ در سیرت پادشاهان(قسمت سوم)

کس نبیند که تشنگانِ حجاز

به لب آبِ شور گردآیند

هرکجا چشمه ای بود شیرین

مردم و مرغ و مور گرد آیند

 


۱- خوشی و عیش

۲- کیسه پول

۳- دریچه

۴- دامنت را بگیر

۵- بی چیزی

۶- دل سوزی، مهربانی

۷- پول و کالا

۸- مصرف کرد و پراکنده کرد

۹- اعتنا، توجه

۱۰- خشمگین شد

۱۱- روی ترش کردن، ابراز خشم و نفرت کرد

۱۲- زیرکان، هوشمندان

۱۳- آگاه، آگاهی

۱۴- تیزی

۱۵- تندی، شدت

۱۶- بیشتر توجه

۱۷- کارهای بزرگ

۱۸- اسراف کار، ولخرج

۱۹- تلف کرد

۲۰- از آیه سوره اسری آمده است که می فرماید: اِنَّ المُبذِرینَ کانُوا اِخوانَ الشَّیاطینَ.. (همانا اسراف پیشگان برادران شیطانند.)

۲۱- مبلغ کافی برای گذران روز

۲۲- بتدریج، اندک اندک

۲۳- پرداختن

۲۴- خرج

۲۵- دستوری که دادی

۲۶- راندن و محروم کردن

۲۷- بلندطبعان

۲۸- آزردن، رنجاندن

 

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید