ادبیات ادبیات و هنر

باب سوم گلستان سعدی / در فضیلت قناعت (قسمت هفتم)

باب سوم گلستان

در فضیلت قناعت – قسمت هفتم

حاتم طایی را گفتند: از توخود(۱) بزرگ همت تر در جهان دیده‌ای یا شنیده‌ای؟

گفت: بلی، یک روز چهل شتر قربان کرده بودم امرای عرب را خود به گوشه صحرا به حاجتی بیرون رفتم.

خارکنی را دیدم پُشته فراهم نهاده.

گفتم: به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر سماطسفره(۲) او گرد آمده‌اند؟ گفت:

 

هر که نان از عمل خویش خورد

منّت حاتم طائی نبرد

من او را به همت و جوانمردی از خود برتر دیدم.

 

باب سوم گلستان

 


۱- خود

۲- سفره

 

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

تجزیه و تحلیل رنگ فیلم امیلی

بهناز بختیاری

شیرین قصه ات از راه می رسد (مجموعه داستان های شیوانا)

زهرا فخرایی

عاشقانه احمد و آیدا؛ کتاب مثل خون در رگ های من

محمد زکی زاده

دیدگاه خود را ثبت کنید