شنبه/ 27 شهریور / 1400

زمینه سوزناک حضرت رقیه سلام الله علیها

حاج محمود کریمی

خدا مرگم بده چه لبهای پر از خونی
خدا مرگم بده چه موهای پریشونی
خدا مرگم بده چه اوضاعی چه مهمونی
نه فرشی و نه چراغونی و نه سر دارم و نه سامونی

به ما سر زدی سر زده اومدی
کو بدنت مگه پر زده اومدی
بابا نگو که کجا بودی بابا همه جا با ما بودی
بابا زیر دست و پا بودی بابا بابا بابا

خدا صبرت بده شده ناموست آواره
خدا صبرت بده دخترت بین بازاره
خدا صبرت بده به غارت رفته گوشواره
نمونده گوشی و گوشواره بگو با عمو شبم تاره
سرتو خاکیه خاکیه معجرا منو زدن مثل تک تک دخترا
بابا تو موج بلا بودم بابا با نامحرم ها بودم

به ما سر زدی سر زده اومدی
کو بدنت مگه پر زده اومدی
بابا نگو که کجا بودی بابا همه جا با ما بودی
بابا زیر دست و پا بودی بابا بابا بابا

خدا خیرش بده سر من عمه آزرده
خدا خیرش بده به جای من کتک خورده
خدا خیرش بده روزی صد مرتبه مرده
علم به دوش حرم بوده و تو هر کوچه سپرم بوده

حالا مراقب زخمای تازمه بیا که لحظه تشییع جنازمه
بابا چشمم خوب نمیبینه بابا سیلی خوردم از کینه
بابا گوشم خیلی سنگینه بابا تار میبینم
سرم سنگینه عجب دستی داشت خیر نبینه
بابا پای پر ورمم درد سر حرمم
عمه میگه خیلی شبیه مادرمم

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا