چهارشنبه/ 31 شهریور / 1400

زمینه سوزناک حضرت رقیه سلام الله علیها

زخم لبت خدارو شکر یکم بهتره
روی موهات پر غبار و خاکستره

سید مجید بنی فاطمه

مجنون باید با لیلی باشه
ماهی باید با دریا باشه
بابا همش خودت میگفتی
دختر باید با بابا باشه
بابااینا نامردن
بابااینا نامردن
اینا با ما بد کردن
اینا با ما بد کردن
گفتم بابامو میخوام برام یه سر آوردن
گفتم بابامو میخوام برام یه سر آوردن
بابا ببین شده دل من آروم تو
بابا ببین شده دل من آروم تو
بابا ببر دگه رقیه خانومتو
بابا ببر دگه رقیه خانومتو
بابا داره پرم میسوزه
چشه ترم میسوزه
تو شام یه کاری کردن با من
شب ها همه سرم میسوزه
دل خون از اون بازارم
چقدر دادن آزارم
دل خون از اون بازارم
چقدر دادن آزارم
کنج خرابه از درد شب ها تا صبح بیدارم
من گمشدم چیزی از اون شب اما نگو
بابا فقط زیر کتک میگفتم عمو
مجنون باید با لیلی باشه
ماهی باید با دریا باشه
بابا همش خودت میگفتی
دختر باید با بابا باشه
بابا بیا برس فریادم
روزی هزار دفعه جون دادم
از روی نیزه ها میدیدی
از روی ناقه ها افتادم
تنت رو خاکه دشته
سرت کجاها گشته
یا تو تنور مهمونه
یا که مهمونه تشته
زخم لبت
خداروشکر یکم بهتره
لای موهات پر غبار و خاکستره
مجنون باید با لیلی باشه
ماهی باید با دریا باشه
بابا همش خودت میگفتی
دختر باید با بابا باشه

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا