پنجشنبه/ 1 مرداد / 1405
قصه کودکانه باد و خورشید

قصه کودکانه باد و خورشید

یک روز باد و خورشید سر اینکه کدامشان قویتر است، با هم بحث می کردند. آخر سر تصمیم گرفتند با هم مسابقه بدهند تا ببینند که کدام قوی تر است.

قصه کودکانه باد و خورشید

یک روز باد و خورشید سر اینکه کدامشان قویتر است، با هم بحث می کردند. آخر سر تصمیم گرفتند با هم مسابقه بدهند تا ببینند که کدام قوی تر است.

مردی داشت از آنجا رد می شد، خورشید گفت: “بیا ببینیم کدام یک از ما می تواند کت این مرد را از تنش دربیاورد؟

باد قبول کرد. اول قرار شد باد امتحان کند.

باد همه قدرتش را جمع کرد و وزید و وزید و وزید. اما مرد نه تنها کتش را درنیاورد، بلکه کتش را بیشتر به خودش پیچید.

بعد نوبت خورشید شد.

قدرتش را جمع کرد و شروع کردن به تابیدن.

خورشید آنقدر تابید و آفتاب را پهن کرد روی زمین، تا مرد گرمش شد و کتش را درآورد و خورشید در مسابقه برنده شد.

مجله اینترنتی تحلیلک

6 دیدگاه دربارهٔ «قصه کودکانه باد و خورشید»

    1. محمد زکی زاده

      سلام
      روز شما به خیر
      متاسفانه اطلاعی از نام نویسنده این داستان زیبا نداریم وگرنه حتما اسم صاحب اثر را در انتهای داستان ذکر می کردیم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا