سه شنبه/ 31 شهریور / 1405
پریچهر

داستان کوتاه پریچهر (قسمت سی و یکم)

داستان کوتاه پریچهر (قسمت سی و یکم)… شازده عزیز فردا قرار است به خانه ژانت بروم. امروز به ژانت گفتم که به فرخ اطلاع دهد راس ساعت سه سرکوچه آن ها منتظرم باشد.

پیمایش به بالا