قلب مادر / در محضر ایرج میرزا
قلب مادر / در محضر ایرج میرزا … داد معشوقه به عاشق پیغام / که کُند مادرِ تو با من جنگ
قلب مادر / در محضر ایرج میرزا … داد معشوقه به عاشق پیغام / که کُند مادرِ تو با من جنگ
داستان کوتاه پریچهر ( قسمت هشتم ) … شازده عزیز نگاه فرخ تمام وجودم را به خاک سیاه می نشاند. زندگیم فقط شده است صبح ها که او را می بینم.
هر فعالیت اقتصادی و شغلی از مجموعهای از درآمدها و هزینهها تشکیل شده است. به زبان ساده و مختصر حاصل
غزلی از شفیعی کدکنی به بهانه زادروز هوشنگ ابتهاج … پرتو شعلۀ عصیان زمانی سایه / هرچه خوانند تو را برتر از آنی سایه
داستان کوتاه پریچهر ( قسمت هفتم )… حتی وقتی اسمش را با خودم تکرار می کنم قلبم به شدت می تپد آنقدر که حس می کنم دارد از سینه ام بیرون می آید.
۱۰ عادت وحشتناکی که خوشبختی شما را از بین میبرند ۱. مقایسهی دائمی خود با دیگران نگاه کردن به ظاهر
داستان کوتاه پریچهر ( قسمت ششم ) … شازده عزیزم نمی دانید چقدر دلم تنگ شماست. دلم می خواهد زودتر بیایید و در آغوشتان بخوابم.
ذات الریه یا سینه پهلو ذات الریه التهاب و عفونت نسج ریه است که شیوع فراوانی در کودکان زیر پنج
عشق تا پای جان؛ مجموعه داستان های شیوانا … مرد با چهره ای که بیشتر نارضایتی در آن موج می زند گفت: این ها هدایای ازدواج دخترم با پسر جوان و بیکار از یک خانواده فقیر است.
داستان کوتاه پریچهر ( قسمت پنجم ) … شازده عزیز از دیروز تا الان افکار مختلف رهایم نمی کنند. امروز آن جوان را دیدم، حالا فهمیده ام خیلی اهل مطالعه است.